تبليغاتX
جشن تولد وبلاگهای پارسی - یادداشت روز تولد وبلاگ های فارسی / گوشزد

بچه 4 ساله يك متر قد و 16 كيلوگرم وزن دارد. خوب مي دود و آتش به پا مي كند. خوب حرف مي زند ولي حرف در گوشش فرو نمي رود. خودخواه، خودمحور، لجبازو بي احتياط است. زود رنج و حساس و كاملا وابسته است ...ولي...ولي...ولي تا دلتان بخواهد دوست داشتني است!!
تولدش را جشن گرفته ايم و بالندگي اش را نظاره مي كنيم. به رشدش اهتمام مي ورزيم و منتظر باروري اش مي نشينيم.
عليرغم اختلاف هاي (گاهي) اساسي در خاستگاه اجتماعي و فرهنگي و نيز درك متفاوت و بعضا متناقض از شرايط سياسي و اجتماعي و با وجود منافع فردي و ديدگاههاي شخصي متمايز از يكديگر، ما همه وبلاگ نويسيم و منافع و مقاصد جمعي مشترك نيز داريم.
وبلاگ براي من دكان نيست ولي كتمان نمي كنم كه از داشتن مشتري در آن لذت مي برم...چرا؟...نمي دانم!!
چرا ديدگاههايم را با سايرين در ميان مي گذارم...درست نمي دانم! فقط مي دانم كه هيچ انگيزه كاملا بزرگوارانه وصرفا شرافتمندانه اي در كار نيست! شايد بيشتر به سبب خودنمايي باشد...شايد هم مي آيم و شاخي مي زنم و مي روم!!
ولی خود را نمي فريبم!
اين را هم كاملا مي دانم كه بودن و نبودن من در اين دنياي مجازي براي كسي مهم نيست...در دنياي حقيقي اش هم براي تعداد محدودي بودن و نبودن ما مهم است...حد خود را مي شناسم و سوداي تغيير كسي يا چيزي يا عقيده اي و ايجاد يا انهدام روندي يا روشي را ندارم...نه اينكه نخواهم...گمان نكنم از اين طريق بتوانم.
پس چرا وبلاگ مينويسم؟...خوب كه روان خود را مي كاوم مي بينم كه اين كاربراي من  يك انگيزه مازوخيستي دارد...شايد احساس گناهي گنگ در پس لايه هاي تو به توي روان من، مرا به تنبيه فرا مي خواند...شايد هم يك كمال گرايي وسواس گونه مرا وا مي دارد كه پس از نوشتن هر سطري در دفتر زندگي، مداد جان خودم را تراش دهم تا ازتيزي نيفتد...
علي ايحال تا وقتي كه مي نويسم احساس پرواز مي كنم ...پس می نويسم تا زمانی كه تيري از پر خودم سرنگونم كند!
جشن تولد اين طفل يك متري و 16 كيلويي، پر حرف و حرف نشنو، خود خواه و لجباز و حساس...اين كودك بازيگوش و دوست داشتني بر والدينش مبارك و فرخنده باد!  /  وبلاگ گوشزد

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger