تبليغاتX
جشن تولد وبلاگهای پارسی

Happy Birthday to all Persian Bloggers

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger 

شانزدهم شهریورماه سال هشتاد خورشیدی، نخستین صفحه‌ی وبلاگ فارسی متولد شد. خالق آن شاید هرگز گمان نمی‌برد با ابتكار خویش جرقه‌ی چه انقلاب بزرگی را افروخته است. از آن پس، وبلاگ‌های فارسی یك‌به‌یك پا به عرصه‌ی دنیای مجازی نهادند و با فراگیری این پدیده‌ی نو، مرز میان دنیای واقعی و مجازی كمرنگ و مرزهای جغرافیایی درنوردیده شد. دیگر كسی منتظر رسیدن پیكی از وطن نمی‌ماند تا خبر و اندیشه و فكر را بر روی برگ‌های كاغذی برای او به ارمغان آورد. اندیشه آنگاه كه در ذهن می‌درخشید می‌توانست در فاصله‌ای اندك بر روی صفحه‌ای منتشر شود كه تمامی جهانیان قادر به دیدن آن بودند. نه تنها مخاطب می‌توانست نظر و عقیده‌ی نویسنده را بخواند بلكه قادر بود در اندك زمانی یا خود در صفحه‌ای شخصی به پاسخگویی برخیزد یا در ارتباطی دوسویه و آسان با نویسنده، او را به نقد بكشد و این تجربه‌ای تازه در عرصه قلم و اندیشه و رسانه بود. تجربه‌ای كه حاصل گرانمایه‌ای جز "تمرین دموكراسی" و "رواج مدارا" و "تعصب‌زدایی" نداشته است، سه عنصری كه كمتر جایی در فرهنگ اندیشه‌ورزی ایرانیان داشته‌اند. همین است كه تولد وبلاگ فارسی را می‌توان "تولد یك انقلاب" نامید.
در جامعه‌ای كه بركشیدن نورچشمی‌ها سنت رایج و پذیرفته‌شده‌ی جامعه است، وبلاگ امكانی بود كه با كمترین هزینه در اختیار نویسنده قرار می‌گرفت تا خود را در میان همفكران و همسالان بیازماید. اگر مرد میدان است باقی بماند و اگر نیست كوله‌بار برگیرد و به افزودن توش و توان خویش همت گمارد و آنگاه بازگردد. اینجا میدان رقابت برای ماندن است. هیچ كس بر دیگری برتری ندارد. وبلاگ‌ها با یكدیگر برابرند و آنچه برخی را به شهرت و محبوبیت می‌رساند جدا از تمامی آلودگی‌ها، قوت اندیشه و استواری قلم و هیبت منطق و شكوه استدلال و تازگی فكر و اندیشه و احترام به عقل نقاد است.
در شتاب روزافزون زندگی مدرن مجالی برای نوشته‌های پیچیده و دشوار باقی نمی‌ماند. كم كم حاشیه‌روی و روده‌درازی و قلم‌فرسایی جای خود را به بیان موجز و شسته‌رفته‌ی اندیشه داد. دیگر جایی برای پنهان ساختن بی‌سوادی و ضعف فكر در پناه كلمات دشوار باقی نبود چه، چنین نوشته‌ای اصولاً خواننده‌ای نمی‌یافت و اینگونه، نویسنده‌ی ضعیف و اندیشه‌ای بی‌بنیاد عملاً در زندان تنهایی و انزوا گرفتار می‌آمد.
"كارل پوپر" در برابر فیلسوفان ماركسیست كه فلسفه را به زبانی دشوار به خواننده عرضه می‌داشتند دست به نوآوری زد. او به زبانی ساده و همه‌كس‌فهم عقاید خود را به نگارش درآورد و آنگاه كه ماركسیست‌ها او را به سطحی‌نگری (بدلیل ساده‌نویسی) متهم ساختند به پاسخگویی برخاست: «من ماركسیست‌های نو و انقلابی را متهم می‌كنم كه گزافه و دشوار سخن می‌گویند و می‌كوشند با اندیشه‌‌ی اندك و سخنان بسیار بر ما تأثیر بگذارند» و در نقد هایدگر می‌گفت: «همانطور كه نمی‌توان در هوای آلوده به آسانی نفس كشید با زبان ابهام‌آمیز و سنگین هایدگر هم نمی‌توان روان و روشن فكر كرد». "كارل پوپر" جوهر روش نگارش خود را در قالب جمله‌ای ماندگار بجای گذاشت: «هیچ چیز آسان‌تر از دشوار نوشتن نیست»؛ از بزرگترین میراث‌های وبلاگ پارسی، عرضه‌ی عمیق‌ترین اندیشه‌ها یا روان‌ترین قلم‌هاست. وبلاگ پلی میان ذهن و زبان زده است كه تا پیش از این تحقق‌نیافتنی می‌نمود. اصولاً در وبلاگستان تنها گفتار و نوشتاری كه روان نوشته شده و آسان خوانده شود می‌تواند با مخاطب نیمه‌فرهیخته نیز ارتباط برقرار كند و این بخشی از رسالت اندیشه‌ورزان و روشنفكران و قلم‌بدستان وب‌نگار است.
وبلاگ فارسی به انزوای اجتماعی برخی وب‌نگاران دامن زده است. اگر از اعتیاد به وب‌گردی (ولگردی اینترنتی) بگذریم، وبلاگ‌نویسی در بیشتر موارد رابطه‌ی وب‌نگار و اطرافیان را گسسته و پیوندهایی تازه را پدید آورده آمده است. اگر وب‌نگاران در میان خانواده یا خویشان، كمتر حضور می‌یابند و لذت وبلاگ‌نویسی و وبلاگ‌خوانی یا مطالعه به قصد نگارش مقاله را به گپ و گفتگو با اطرافیان دیروز ترجیح می‌دهند اما همین وضعیت نرم نرمك آنان را جذب حلقه‌هایی جدید از دوستان و همفكران كرده است به‌ویژه هنگامی كه وب‌نگاران در قرارهای وبلاگی گرد هم می‌آیند و از نزدیك یكدیگر را ملاقات می‌كنند، دیدارهایی كه ملاقات‌های مجازی را تكمیل می‌كند و انزوای اجتماعی وب‌نگار را با قدری پُر می‌كند.
آشنایی اهل فكر و فرهنگ با یكدیگر كه در دنیای واقعی چه از نظر بُعد زمان و چه بُعد مكان كاری عملاً ناشدنی‌ست تنها و تنها در محیط بی‌حد و مرز وبلاگ‌شهر ممكن شده است. وبلاگ مرزها را از میان برداشته و ارتباط اهل فكر و نشر اندیشه را بسیار سهل و ساده ساخته است. این ویژگی در كنار قدرت قلم در نقد بی‌پروای هر اندیشه‌ای، وبلاگستان را به محیطی دلپذیر و بدیع در صیقل افكار از زنگارها تبدیل كرده است. محیطی كه همچون هر محل عمومی دیگر از آلودگی بری نیست اما دستاوردهای نیك این شهر شیشه‌ای آنقدر هست كه همچنان وبلاگنویسی را امری دلپذیر و دوست‌داشتنی بدانم.
پی‌نوشت: وبلاگ ویژه‌ی جشن تولد وبلاگ فارسی؛
به قلم مسعود برجيـان ...... لينک يادداشت

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger 

امروز 16 شهریوره. امروز جشن تولده. امروز روز تولد وبلاگ فارسی‌یه.

یه روزی مثل همین روز یه آدم بیکار ایرانی که اسمش سلمان بود، بلند شد و شروع کرد به وبلاگ‌نگاری و با همین کار بی‌خودکی، حالا زبان فارسی چهارمین زبان مهم دنیا شده. ادامه ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger 

هوارا، تولد مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger 

وبلاگ

 وبلاگ نويسی چه نقشی در ارتباطات امروز دارد؟

 گفته می شود که در نيمه شهريور ۱۳۸۰ نخستين وبلاگ ها به زبان فارسی منتشر شده است.
وبلاگ از آغاز در ميان ايرانيان با استقبال کم نظيری روبرو شد و در مدتی اندک گسترش بسيار يافت، تا آنجا که گفته شده است زبان فارسی در قلمرو وبلاگ نويسی به مقام چهارمين گروه زبانی رسيده است.
وبلاگ پيش از هر چيز يک رسانه خصوصی است که به حوزه عمومی راه پيدا می کند. فرق آن با يادداشت و خاطره نويسی شخصی اين است که نويسنده وبلاگ نمی تواند مخاطب يا خواننده خود را آزادانه انتخاب کند. وبلاگ در واقع پس از انتشار، وارد حوزه عمومی می شود و سرنوشت مستقلی از نويسنده خود پيدا می کند.
وبلاگ در اصل برای بيان افکار، نظرات و احساسات شخصی است، اما امروزه گسترش و تنوع فراوانی پيدا کرده که لاجرم نقش و کارکرد آن را نيز توسعه داده است.
امروزه بسياری از انديشمندان، هنرمندان و سياستمداران برای پخش افکار و نظريات خود وبلاگ می نويسند. برخی از نويسندگان که ايده های خود را برای نشر عمومی هنوز به اندازه کافی پخته و آراسته نمی بينند، آنها را در فرم بازتر وبلاگ عرضه می کنند.
سياستمدارانی که خواهان تماسی مستقيم و نزديک تر با مردم هستند، وبلاگ می نويسند و از خوانندگان می خواهند که نسبت به ديدگاه ها و سمت گيری های آنها اظهار نظر کنند.
در جريان آخرين انتخابات رياست جمهوری در ايران، بيشتر کانديدها برای معرفی نظرات و برنامه های خود از وبلاگ استفاده کردند.
در فضای تازه زندگی سياسی افغانستان، وبلاگ نويسی پديده ای رايج گشته است.
می توان گفت که پديده وبلاگ نويسی قلمرو داد و ستد فکری و مبادله نظرات را از ريشه دگرگون کرده است.
وبلاگ نويسی به ويژه در جوامعی که جريان آزاد افکار وجود ندارد و رسانه های همگانی در دسترس عموم نيستند، نقشی برجسته پيدا می کند. وبلاگ عرصه بازی است که به سادگی از محدوديت های کنترل و سانسور عبور می کند و افکار را به دورترين مخاطبان می رساند.
بنا به تحقيقی که مورد استناد خبرگزاری جمهوری اسلامی ايران قرار گرفته، حدود نيمی از وبلاگ های ايرانی محتوای سياسی دارند. مضامين عاشقانه و عاطفی در مرتبه بعدی قرار می گيرند.
بنا به گزارش يادشده بيشتر ايرانيان نسبت به وبلاگ نظری مثبت دارند.
شما درباره وبلاگ چه نظری داريد؟
آيا وبلاگ را رسانه مناسبی برای تبادل افکار يا بيان احساسات می دانيد؟
آيا مرتب به دنيای وبلاگ نويس ها مراجعه می کنيد؟
اگر خود وبلاگ می نويسيد، از تجارب خود در اين عرصه برای ما بنويسيد.
لطفا به زبان و خط فارسی بنويسيد.
از خوانندگان ما:

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger 

میلاد مسعود وبلاگ فارسی مبارک باد

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger 

Tiago Dória
:ژورنالیست و گرافیست اهل سائو پائولو برزیل در مورد تولد وبلاگهای ایرانی می نویسد

Em 7 de setembro de 2001, Salman escreveu o primeiro blog em persa, língua oficial do Irã.
Alguns dias depois, o jornalista iraniano Hossein Derakhshan publicou o guia "How to make a blog in Persian", que ensinava como montar um diário online.
As instruções serviram para milhares de pessoas iniciarem sua vida na blogosfera. De lá para cá, muitos blogueiros foram presos e libertados, outros continuam encarcerados, como Mojtaba Saminejad.
A blogosfera iraniana, uma das mais ativas e unidas do planeta, completa 4 anos. Atualmente, conta com mais de 65.000 blogs ativos, a maioria feita por jornalistas e ativistas reformistas. Alguns escritos em inglês por "exilados".
Além de um abaixo-assinado online pela libertação de Mojtaba, os blogs no Irã estão engajados em uma campanha contra a construção de uma represa que pode destruir diversos sítios arqueológicos no país.
Foi montado um blog para comemorar a data.                          رفتن به وبلاگ تیاگو

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger 

تولد وبلاگ‌های فارسی به هیچ اسم و شخص خاصی ارتباط مستقیم ندارد و کسی را نباید متولی آن دانست. مسئله‌، مبدأ تاريخی برای وبلاگ فارسی است و آن‌ نيز از روی اولین نوشته‌ای که به فارسی در وبلاگی فارسی نوشته شده تعیین شده است. فردا نيز اگر معلوم شد که کس دیگری اولین یادداشت را نوشته، این مبدأ به تبع آن تغییر خواهد کرد، اما تا آن روز، همين روز مبدأ باقی خواهد ماند.
منظور این‌که این مسئله شخصی نیست و کاملاً عمومی است و به حيطه‌ی تاریخ توسعه‌ی ايران ما مربوط می‌شود، نه زد و خوردها و صف‌بندی‌های چند وبلاگ‌نویس. به همين لحاظ، بايد نگاهی فراتر از آن‌چه تعدادی سعی در القای آن دارند به مسئله‌ی تولد و پاگيری وبلاگ‌های فارسی داشت.
سال‌ها بعد تصورش را بکنيد که آیندگان بخواهند روزی را که وبلاگ فارسی به‌وجود آمده و سیر تحول آن را مورد پژوهش قرار بدهند. وقتی آن‌ها مثلاً ببينند که اين روز مصادف است با روز انتشار دستورالعمل ساخت وبلاگ، آیا به ریش ما نخواهند خندید؟ آیا نخواهند پرسید: تولد وبلاگ فارسی چه ربطی به فلان دستورالعمل وبلاگ‌نویسی دارد؟ آیا شعور ما را زیر سئوال نخواهند برد؟
واقعيت پاگيری وبلاگ فارسی از روی سند کاملاً‌ روشن است و گمان نمی‌کنم نیازی به بحث اضافه داشته باشد. دغدغه‌ی اصلی اين کار درگیری با فلان وبلاگ‌نویس يا حتا حق‌خواهی برای يک وبلاگ‌نویس ديگر نیست؛ دغدغه‌ی آن تکيه بر واقعيت‌های تاريخی‌مان است که بايستی پاس داشته شود. خلاصه این روز را به همه‌ی وبلاگ‌نویسان کوشا و دلير تبريک می‌گویم، يعنی به همه‌ی شما عزيزان./ نگاه  مجید زهری

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger 

گویا سالروز تولد وبلاگهای فارسی است و البته این را دوستان یادآوری کردند وگرنه من که حتی تولد خود را (یا وبلاگ خود را) فراموش می‌کنم چگونه می‌توانستم این را به یاد داشته باشم. به هر حال، در این روز نسبتا مبارک اجازه دهید نگاهی به خود داشته باشیم. یکی از مسائلی که در گوشه و کنار مطرح می‌شود آن است که این وبلاگ‌های فارسی همه جا را پر کرده‌اند. مثال می‌آورند از گوگل؛ که اگر بخواهی دنبال مطلبی در گوگل بگردی اکثر نتایج، پیوند به وبلاگ‌ها است. البته راست هم می‌گویند. امتحانش ضرری ندارد. مثلا در گوگل بگردید دنبال "مهرجویی". همین الان که من امتحان کردم، نتیجه شماره یک، وبلاگ خودم بود (خدا را شاهد می‌گیرم که از سر اتفاق بود و من هیچ تمهید خاصی نیندیشیدم!) که مطلبی در مورد او نوشته‌ام. در حالی که جستجو با کلمات انگلیسی این وضعیت را ندارد و خیلی بعید است یک وبلاگ در صفحه اول نتایج قرار بگیرد. مثلا بگردیم دنبال "دیوید لینچ". تمام نتایج صفحه اول به معنای واقعی، اطلاع رسان هستند. از سایت شخصی او گرفته تا پایگاه تخصصی سینما اطلاعات کاملی را در مورد این کارگردان امریکایی در اختیار جستجوگر قرار می‌دهند. اما مقصر کیست؟ آیا وبلاگ‌نویسان باید پاسخگوی این وضعیت باشند؟ اگر اندکی بیندیشیم می‌فهمیم که این مساله از کجا ناشی می‌شود. از آنجا که این‌همه نهاد فرهنگی و اطلاع‌رسانی به وظیفه خود عمل نمی‌کنند و اگر هم محتوای فارسی برای وب تهیه می‌کنند آن را به درستی در اختیار مخاطبان قرار نمی‌دهند. در مقابل، وبلاگ‌نویسان استانداردهای لازم را رعایت می‌کنند و به طور منظم و پویا محتوای فارسی برای وب می‌نویسند. این در حالی است که نهادهای دولتی مسؤول، بودجه‌های نسبتا گزافی برای اطلاع‌رسانی دریافت می‌کنند و هرساله شاهد برگزاری سمیناهارهای متعددی در این زمینه‌ها هستیم. همین چند وقت پیش دیدم که سمیناهار روابط عمومی‌ها چندین روز تشکیل شد و همه از همدیگر تقدیر کردند ولی آیا اطلاع‌رسانی در اینترنت یکی از وظایف روابط عمومی‌ها نیست؟ مثال ملموس‌تری می‌زنم. فرض کنید شما می‌خواهید به سربازی بروید و می‌خواهید اطلاعاتی رسمی در این مورد در اینترنت پیدا کنید. باز هم در همان گوگل عزیر دنبال این کلمه بگردید؛ باورکردنی نیست که همه نتایج صفحه اول مربوط به وبلاگ‌هاست. به این ترتیب شما نمی‌توانید هیچ اطلاعات رسمی از طریق اینترنت کسب کنید مگر آنکه لینک سایت اطلاع‌رسانی نیروی انتظامی را از بر باشید. در مقابل، وبلاگ‌ها با دست خالی حتی گاهی بار این نهادهای مسؤول را به دوش می‌کشند و اطلاعات لازم را در اختیار شما می‌گذارند در حالی که تا کنون نشنیده‌ام کسی بگوید یکی از وظایف وبلاگ‌نویسان اطلاع‌رسانی است. بدیهی است که ما وبلاگ‌نویسان نمی‌توانیم منتظر بمانیم تا این نهادهای تنبل، استانداردهای لازم را فرا گیرند. اما این را گفتم یاد ماجرای دیگری افتادم (مثل این پیرمردها که از یک ماجرا به ماجرای دیگر تونل می‌زنند!). هر کس در این چند سال اخیر در دانشکده (یا به قول خودشان انستیتو)برق و کامپیوتر دانشگاه تهران تحصیل کرده باشد با نام دکتر نوابی آشناست. سطح علمی درس مدار منطقی او چنان بالا بود که از همه دانشگاه‌های ایران به کلاس او می‌آمدند و انصافا هم او خیلی خوب تدریس می‌کرد اما امتحانهایش اشک آدم را در می‌آورد. روزی، بچه‌ها یک جلسه پرسش و پاسخ عمومی با او گذاشته بودند. یکی سؤال کرد چه فایده دارد که شما این مطالب سنگین را آموزش می‌دهید و آیا بهتر نیست نگاهی به صنعت ما داشته باشید و با توجه به آن تدریس کنید؟ او پاسخ خوبی داد که به بحث ما بی‌ربط نیست. گفت: من که نمی‌توانم منتظر بنشینم تا صنعت خود را به ما برساند. همه پول و سرمایه در دست صنعت است و آنها در پروژه‌هایشان هیچ دعوتی از ما نمی‌کنند، چگونه از من می‌خواهید که منتظر آنها بمانم؟ و این بود بحث ارتباط صنعت و دانشگاه؛ نه، ببخشید بحثی در باب خدمت و خیانت وبلاگ‌نویسان

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger 

چند خط کوتاه برای تولد

در حالی که وبلاگ بنده هنوز یک سالش نشده، وبلاگستان فارسی وارد پنجمین سالگرد زندگی خودش شد.
1- تبریک به همه‌ی دوستان وبلاگ‌نویس!
2- در این دنیا دوستان خوبی پیدا کرده‌ام، از سوی دیگر از برخی دوستان هم غافل مانده‌ام.
3- در این شش ماه بیش‌تر فهمیده‌ام که انسان عجب موجود پیچیده‌ایست.
4- این پدیده‌ چه جدی باشد و چه نباشد، بخشی از تاریخ مستند و زنده‌ی کشور ماست. همیشه گفته‌اند تاریخ را پیروز‌شد‌گان می‌نویسند، اما این‌جا و اکنون بخشی از تاریخ را ما وبلاگ‌نویسان می‌نویسیم.
5- پنجمیش را سال بعد می‌نویسم، اگر باشم...   / فرهنگ
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger 

اينبار تولد چهار سالگی وبلاگستان هست. در مورد وبلاگنويسی خودم در پست قبلی نوشته ام، و الان چیز بیشتری بهش اضافه نمی کنم ، و در باره وبلاگستان فارسی...فقط کوتاه حرفی رو تکرار می کنم که قبلا برای بعضی دوستانم هم نوشته ام و اون اينکه اگر واقع بين باشيم و يادمون باشه که وبلاگستان هم نشاندهنده بخشی از وجود ما هست (بخشهای "خوب" يا "بد" ) ، و يادمون باشه که انسانها با هم فرق دارن و در اينجا هم مثل دنيای واقعی همه جور رفتار و برخوردی امکان داره، و خیلی از درگيريهای این شهر مجازی بعد از به دست آوردن ناگهانی اين فضای آزاد برای گفتگو و در مرحه اول يادگيری اصول اون شايد حتی اجتناب ناپذير باشه، فکر مي کنم اون وقت می تونيم نکات مثبت اين فضا، چنين امکان درجه اولی برای برقراری ارتباط آزاد افکار، به دست آوردن اطلاعات ، برای برقراری ارتباط انسانی از نوع ديگه، ارتباطی که در درجه اول از روی شناخت انديشه ديگری شکل گرفته، و...وخیلی امکانات دیگه اون رو هم در نظر بگیریم و براش خوشحال باشیم...من به نوبه خودم خوشحالم که وبلاگستان فارسی به وجود اومده، توسعه پیدا کرده و خوشحالم که بخشی از اون هستم. به همه کسانی که در اینراه تلاش کردن، دوستان خوب وبلاگنویسم و همه وبلاگنویسهای دیگه این روز رو تبریک میگم./  شبنم فکر

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger 

مگه می​شه سالگرد تولد وبلاگ​های فارسی باشه و به روز نکرد.حالا خواهش و تمناهای دوستان به کنار! (اِند چاخان!).از شوخی گذشته دردم کامنت نبود.خراب شدنِ پی​سی(که البته همون روز درست شد)،مدرسه و یه عالمه گرفتاری​های دیگه باعث شدن که کمتر وقت بلاگ نوشتن داشته باشم.به علاوه این​که در تدارک میزبانی ۲ تا مهمون هستم که دارن از ایران میان.البته هنوز قطعی نشده،ولی امیدوارم که بیان.
دیگه این​که به نوبه​ی خودم که عضو کوچکی از این بلاگ​شهر وسیع هستم،سالروز تولد بلاگ​های ایرانی رو تبریک می​گم.به پیشکسوت​های این شهر و کسانی که برای پیشرفت​اش زحمت کشیدن.
بچه​ی من که هنوز ۶-۵ ماه بیشتر نداره! تازه در حال تر و خشک کردن و پمپرز عوض کردنش هستم!...ولی فکر کنم بچه​ی مهشید دیگه در حال حرف زدن باشه! یه بچه​ی ۳ ساله لااقل مامان و بابا که می​گه.خیلی​ها هم تازه الان شروع کردن به غذا خوردن و دندون در آوردن!
از حق نگذریم توی همین ۶-۵ ماهی که از عمرش می​گذره،خیلی بهم کمک کرده.از طریق​اش کلی دوست خوب پیدا کردم.خیلی چیزها یاد گرفتم.تازه،هر روز هم دارم عقده​هام رو توش خالی می​کنم!
داشتم به این فکر می​کردم که مثلن برای ۱۵-۱۰ سال دیگه خودم یا بچه​ام به اینجا سر بزنیم چقدر خاطره برامون زنده می​شه.دفترچه​ی خاطرات ممکنه به مرور زمان کهنه و خاک خورده و یا حتی گم و گور بشه،ولی این برای همیشه می​مونه و وجود داره.
خلاصه که خیلی خوشحالم که اینجا رو درست کردم.نه به خاطر موندگار بودنش،به خاطر یه عالمه دوست​های خوبی که پیدا کردم.به خاطر به دست آوردنِ تجربه​های خوب.به خاطر فراگیری خیلی چیزها.به قول خورشیدخانوم اینجا مثل یه دانشگاه می​مونه.
امیدوارم بلاگ​شهر هر روز پیشرفت داشته باشه و روزی به تکامل برسه.می​گم به تکامل برسه،چون هنوز نرسیده.حداقل از نظر من اینطوره.هر وقت از نظرخواهی استفاده​ی بهینه کردیم،هر وقت پشت اسم مستعار قایم نشدیم و به هم​دیگه فحش ندادیم،هر وقت دیگه جایی برای جنگ​های زرگری نبود،هر وقت به هم توهین نکردیم و خیلی چیزهای دیگه،اون​روز وبلاگ​شهر به تکامل می​رسد.
می​گم اگه کیکی چیزی خریده شده به ما هم بدین!...چه خوب می​شد اگه می​شد دور هم جمع می​شدیم (بلاگرها رو می​گم) و یه کیک هم به مناسبت​اش می​زدیم تو رگ و از اون مهم​تر هم​دیگه رو می​دیدیم و من دیگه به خودم زحمت تصور کردنِ شکل و شمایل شما رو نمی​دادم!بابا اقلن یکی یه عکس​تون رو بفرستین ،مُردم از فضولی!!
یه روز از روزای خوب خدا... نسرین

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger 

این روزها، از قرار روز تولد وبلاگ های فارسی است و دوستان بلاگر از چپ و راست برای یک دیگر کوکاکولاو پپسی کولا باز می کنند و این روز تولد را به یک دیگر تبریک می گویند. اتفاقا این کار خیلی هم خوب است. ادعا بر این است که از کمک به دموکراسی تا آموزش، حوزه ای نیست که که این امکان جدید به آن کمک نکرده باشد. این هم باشد. بالای سر ما. با این همه، از ادعاهای زیادی تعدادی از این دوستان وبلاگ نویس در می گذرم ولی نکته ای که تا جائی که من دیده ام انعکاسی نداشته است، تداوم همان باورهای عهد دقیانوسی ما در این پوشش جدید است.
- چون به نگرش کار دارم نه شخص، نمونه مشخص نمی دهم. ولی دیده ام مواردی که دوستان بلاگر بدون احساس ذره ای مسئولیت بر کسی که بااو اختلاف نظر دارند، افترا بسته اند. اگر «رژیمی» نخوانده باشندش، « تهمت» های دیگری براو بسته اند. بیاموزیم و دراین روزبا یک دیگر عهد کنیم که از این کارها نکنیم.
- کم نیستند دوستان وبلاگ نویسی که اگر چه مطلب می نویسند ولی کامنت دونی خود را بسته اند. تو گوئی انگار، تنها « رسالت» تاریخی شان ارشاد دیگران است و دیگران غلط می کنند اگر بخواهند در باره نوشته شان اظهار نظر بکنند. از منظری که من به دنیا می نگرم، این کار این دوستان در گوهر، کوششی برای سانسور نظریات دیگران است. درچهارمین سالگرد وبلاگ نویسی، عهد کنیم که کامنت دونی وبلاگ مان باز بماند تا بازدید کنندگان اگر نظری دارند آن را ابزار کنند.
- برای این که به این گونه دوستان، بی انصافی نکرده باشم، باید توجه شما را به ماهیت بعضی از این کامنت ها هم جلب کنم. نه فقط درخیلی از موارد، سرشار از زشت زبانی اند بلکه درموارد زیادی، بیان بیرونی همان دیدگاه تاریخی ما هستند که هرکس که چیزی به غیر از باورهای من نوعی را به زبان بیاورد به یک معنا، از دید « من»، « واجب القتل» می شود. نه فقط دشنام و ناسزا می دهند که حتی در مواردی « تهدید» هم می کنند. نمی دانم چرا این نگرش را به شدت ترین زبان محکوم نمی کنیم. بستن کامنت دونی، کوتاه آمدن در برابر این دیدگاه عهد دقیانوسی ماست. عهد کنیم این کار را نکنیم.
- یک نکته دیگر هم که به آن اشاره نمی شود « ستمی» است که به زبان فارسی می شود. دلیل اش را نمی دانم ولی غلط نویسی و بد نویسی فارسی، یکی از مسایلی است که به آن کمتر توجه می شود. به وبلاگ نویسان نسل دوم و سوم ایرادی نیست اگر فارسی را درست ننویسند ولی، شماری دیگر که سنی از آنها گذشته است هم، فارسی را به شیوه ای می نویسند که نه فارسی دان انگلیسی ندان آن را می فهمد و نه انگلیسی دان، فارسی ندان. دوستان، بیائید عهد کنیم به زبان فارسی که « شکر است» بیش از این ستم نکنیم.
با این همه، تولد وبلاگ های فارسی بر همه بلاگرهای فارسی زبان، چه آنها که با آنها موافقم و چه آنها که فشار خونم را بالا می برند، مبارک باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger 

چهارمین جشن تولد وبلاگ‌های ایرانی را به همه بلاگرهای عزیز در هر گوشه جهان که هستند تبریک می‌گویم. امیدوارم این فضا تا زندگی جاری‌است، شاداب‌ و جوان بماند و بتواند به اندازه‌ی توانش، منشا خدمتی باشد به بالندگی فرهنگ ایرانی و گسترش دموکراسی.  /  حاشیه وبلاگ بیلی و من

بیلی و دوست دخترش کیسی هم این‌روز را به همه بلاگرها از جمله خودم و خودش تبریک می‌گوید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger 

به مناسبت شانزدهم شهريورماه، ورود پدیده‌ی وبلاگ فارسی به پنجمین سال حیات خود -
مجید زهری – کانادا- شانزدهم شهريور ماه امسال (نهم سپتامبر) مصادف است با ورود پديده‌ی وبلاگ فارسی به نجمین سال حیات خود. درست در روز جمعه شانزدهم شهریور 1380 بود که نخستين یادداشت به فارسی در وبلاگ سلمان نوشته و منتشر شد و به اين شکل، پدیده‌ی وبلاگ فارسی متولد گشت. سلمان جريری –نويسنده‌ی وبلاگ سلمان- که در آن زمان دانشجويی 21 ساله بود، در وبلاگ خود نوشت:
Weblog (وب‌نوشت) اصلا يعني جي؟
وب‌نوشت بر وزن دست نوشت يک اصطلاح من در آوردی است! خيلي جدی نگيريد! اما weblog به وب سايت يا homepage اي ميگن كه شامل نوشته‌های شخصی يک نفر راجع به چيزها و نكات جالبی كه می‌بينه يا بهشون فكر می‌كنه هست. weblog ها معمولا هر روز update مي شوند...
وب نوشت من شامل چه چيزهايي ميشه؟
... از نكات جالبی كه در طول روز از اينور و اونور می‌خونم و می‌شنوم ... تا چيزهای جالبی كه روی وب پيدا می‌كنم ... تا فكرها و نكاتی كه به ذهنم می‌آد ... همه چی...
جالب اين‌جاست که نخستين یادداشتِ وبلاگ فارسی نيز در صدد برآمده بود تا تعريفی از پديده‌ی وبلاگ ارائه دهد.

وبلاگ چيست؟
وبلاگ تارنمايی است که يادداشت‌های شخصی و گاه‌به‌گاه يک فرد را در بر می‌گيرد. به عبارتی، وبلاگ محلی‌ست که فرد آرای خود را بدون واسطه مستقيماً در آن منتشر می‌کند. البته استثنا نيز در اين رابطه وجود دارد که آن وبلاگ‌های گروهی است. از لحاظ ساختار، وبلاگ شامل یک صفحه‌ی اينترنتی است که بسته به خواست گرداننده‌ی آن، يک يا چند يادداشت –به ترتيب تاريخ نشر و از بالا به پايين- بر آن قرار می‌گیرد. با انتشار هر يادداشت جديد، آخرين يادداشت خودبه‌خود به آرشيو منتقل می‌شود. برای ساخت وبلاگ، سرويس‌دهندگان فراوانی خدمات ارائه می‌کنند که شماری از آن‌ها رايگان هستند. برای يافتن آن‌ها کافی است که واژه‌ی Weblog را در جستجوگرهای اینترنتی جستجو کرد.

وبلاگ فارسی کجا ايستاده است؟
در آستانه‌ی ورود به پنجمين سال پاگيری وبلاگ فارسی، آن‌چه امروز از وبلاگ می‌بينيم با تعريف و ذهنيت اوليه‌ی آن فرسنگ‌ها فاصله دارد. امروزه وبلاگ تنها يک "دفترچه يادداشت شخصی"‌ نيست، بل‌که علاوه بر آن، محلی‌ست برای بازتاب انديشه در حوزه‌های مختلف که بسياری از اهل قلم و سياست را به خود جذب کرده است. ورود روزافزون اهل فکر و سياست، به اين حوزه وزن و رونق بی‌سابقه‌ای بخشيده است. امروز، وبلاگ‌شهر فارسی بیش از هفتاد درصد از توليد زبان فارسی در پهنه‌ی اينترنت را در يد خود دارد. در واقع همين توليد بالا بود که شرکت ماکروسافت را وادار کرد تا در خدمات بعدی خود (بعد از 2003) زبان فارسی را نيز جزو زبان‌های تکنولوِژيک به‌شمار آورد. شمار مخاطبانی که وبلاگ‌های فارسی جذب می‌کنند، از لحاظ تعداد با ديگر تارنماها قابل مقايسه نيست؛ امروز وبلاگ‌هایی که بيش از ده‌هزار بازديدکننده در ماه دارند فراوان‌ به چشم می‌خورند. از لحاظ تعداد و طبق آمار چند موسسه‌ی بين‌المللی، وبلاگ فارسی در مقام چهارمين گروه زبانی در جهان قرار گرفته است و اين خود نشانگر اهميت اين پديده در میان مردم ماست.

تاثير و نقش وبلاگ
به برآورد پژوهشگران، وبلاگ فارسی در چند حوزه تأثیرگذار است. يکی از اين حوزه‌ها سياست است که وبلاگ‌نويسی سياسيون –درون حکومت و اپوزيسيون- و نيز فيلترينگ گسترده‌ی وبلاگ‌ها خود اثبات این مدعاست. از لحاظ اطلاع‌رسانی نيز وبلاگ نقش به‌سزايی در عرصه‌های مختلف –چون فرهنگ، سياست و اجتماع- ايفا کرده‌ است، چه "قابلیت رسانه‌ای" يکی از قابليت‌ها و شاخصه‌های برجسته‌ی وبلاگ است. در واقع وبلاگ کمک کرده است که بسياری از "اسرار مگو" و مطالبی که در رسانه‌های ديگر امکان نشر نمی‌یافتند، منتشر شوند. اين امر هم به آگاهی جامعه یاری می‌رساند و هم بسياری از تابوهای دست‌وپاگير را می‌شکند.
پالودن زبان و بالندگی فکر نيز قابليت ديگری از وبلاگ است. تکلّف‌زدايی، دوری از حاشيه‌روی، باب‌کردن صراحت بيان و مختصر و مفيدگویی محصول وبلاگ‌نویسی و تأثیر فراگير آن بر زبان ماست. هر چند از لحاظ دستوری و قواعد زبان بسياری از وبلاگ‌ها پايبندی کامل نشان نمی‌دهند، امّا تأثير محتوايی بر نثر و زبان فارسی و غنابخشيدن به فرم و طرز بيان و نزديک‌کردن زبان محاوره به زبان کتابت، آثار مفيدی‌ است که از وبلاگ‌نويسی برجا می‌ماند. ضمناً ارتباط مستقيم دو عنصر "فکر" و "زبان" ايجاب می‌کند که با تغيير هر يک، ديگری نيز در همان راستا دگرگون شود، بنابراين، زبان که صراحت و شفافيت بگيرد، ذهن نيز نظم می‌گیرد و فرد منظم می‌انديشد و اين، از گام‌های اساسی به سوی توسعه‌ی فرهنگ است. با درنظر گرفتن اين آثار و نیز بستر بی‌بديلی که وبلاگ‌ها برای ارتباطات انسانی مهيا کرده‌اند، می‌شود گفت که اين روند به دموکراتيک‌شدن زبان و جامعه خواهد انجاميد.
"پررنگ‌شدن فرديت" خود اثری ديگر از آثار وبلاگ‌نويسی است. وبلاگ اين امکان را به فرد می‌دهد که دغدغه‌‌ها و منيات درونی و انديشه‌ی خود را –بدون صافی- بيان کند و بازتاب آن را در مخاطبین خود ببيند. اين سير در بارورکردن انديشه‌ی فرد و بالندگی و باروری شخصيتی و هويتی او نقش انکارناپذيری دارد. تولد فرديت افراد به مثابه قطعه‌ای از پازل جامعه از ارکان مهم ساختن جامعه‌ی مدنی است، زيرا فرد را در جايگاه تعيين‌کننده‌ی سرنوشت خويش می‌نشاند.

کارکرد ويژه‌ی وبلاگ فارسی
کارکرد وبلاگ در حوزه‌ی زبان فارسی با ديگر حوزه‌های زبانی فرق دارد. از آن‌جا که کارکرد وبلاگ ارتباط تام دارد به وضعیت و شاخصه‌های فرهنگی-اجتماعی-سياسی جامعه‌اش، به همين لحاظ وبلاگ فارسی وظايفی را بر دوش گرفته است که در ديگر حوزه‌های زبانی مشاهده نمی‌کنيم. مثلاً در مورد قضيه‌ی ملّی "نام خليج فارس" وبلاگ‌ها نقشی به‌غايت مهم در اطلاع‌رسانی و برانگيختن جامعه و حکومت ايفا کردند. در موارد ديگر از جمله مسئله‌ی رياست جمهوری يا همين قضیه‌ی سد سيوند نيز نقش خبررسانی و ايجاد همآوايی در بين مردم بسيار مهم و به ظنی حتا ممتاز بوده است. به همين لحاظ، نقش کليدی و روبه‌رشد پديده‌ی وبلاگ فارسی در جامعه‌ی امروز ما، بر کس پوشيده نيست.

سخن آخر
در باره‌ی وبلاگ فارسی و نقش آن در جامعه‌ی ايران امروز بسيار بیش از اين می‌توان گفت. نيز در ارتباط با سير رشد و فراگيری چشمگیر وبلاگ‌های فارسی لازم است پژوهش‌های آماری و دقيق صورت گيرد که در حوصله‌ی اين مقال نيست. مهم اما گوشزد روز ميلاد و به‌جا‌آوردن يادمان اين پديده است که حضور کوتاه‌مدت آن در پهن‌دشت فرهنگ، اجتماع و سياست ايران -از لحاظ اثرگذاری و نقشی که ايفا کرده- با ديگر پديده‌ها غير قابل قياس است.
مجید زهری - کانادا
Majidzohri.blogspot.com   /  مطلب در روزنامه ایران ما

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger 

وبلاگ‌ها در اوج خفقان به دادمان رسیدند. درست زمانیکه تبعیدشدگان در تصویر‌های کهنه‌ی خود می‌مردند و ماندگان، در پرانتز جهل و تعصب گرفتار آمده بودند. در چنین حالتی پدیده‌ای که برای یک غربی حکم دفتر خاطرات را دارد برای ما روزنه‌ای شد برای نفس کشیدن. ما به عنوان ملتی ماندگار بلا‌هایی را از سر گذرانده‌ایم......
جشن گرفتنِ روزی به نام وبلاگ، جشن گرفتنِ «بودن» است. روزنامه‌های ما را جهل از دکه‌ها جمع کرد هر کدام ما روزنامه شدیم و به خانه‌ها رفتیم. این روز جشن گرفتن ندارد؟

هر کس به نوعی جشن می‌گیرد. عارف به ذکری، خمار به پیکی. جوان به شوری و نه این و نه آنی چون من با مطلبی کوتاه:
                                             مبارک باد بر ما بودنمان.

                                                                      عبدالقادر بلوچ

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger 

16 شهریور سالروز تولد نخستین صفحه‌ی وبلاگ فارسی‌ست. پیش از این، پیشنهاد كردم كه در این روز از خود بنویسم. بنویسیم كه "وبلاگ‌نویسی برای من ِ وب‌نگار چه دستاوردهای نیك و بدی به همراه داشته است؟" و اكنون این روز فرا رسیده است. تولد نخستین وبلاگ فارسی بر همه‌ی وب‌نگاران گرامی باد. /  وبلاگ پیام ایرانیان

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger 

امروز ۱۶ شهریور، روز تولد وب‌لاگ‌‌های فارسی است. چهار سال قبل، همین روز، سلمان حریزی اولین پست وب‌لاگ‌اش را منتشر کرد. وب‌لاگ‌نویسان دیگری هم هستند که خدمات فراوانی در راه معرفی و ترویج وب‌لاگ‌نویسی مابین ایرانی‌ها انجام داده‌اند. پرکارترین آن‌ها حسین درخشان است و باید زحمات‌ ایشان را، در چنین روزی مخصوصا"، قدر دانست.

راست‌اش اگر بخواهم مطلبی شخصی در رابطه با وب‌لاگ‌نویسی بنویسم اندکی تلخ خواهد بود. به همین دلیل، به امید ایام به‌تر و ترویج فضای گفتگو مابین وب‌لاگ‌نویسان عزیز، امروز به همین بسنده می‌کنم.

پ.ن. برای خودم این نوشته خاطره‌انگیز‌ترین است. و این‌ هم.  / سرزمین آفتاب + سرزمین آفتاب

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger 

ویژه برنامه برنامه  رادیو بلاگ سینه چاک

  http://radioblog.blogfa.com 

تولد وبلاگ های فارسی

شانزدهم شهریورماه

برنامه رادیویی طنز متنوع

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger 

ویژگی بسیار برجسته متن وبلاگی ارتباط آنلاین نویسنده و خواننده است.از این رو روش ارتباط کم از محتوای نوشته ها نمی تواند داشته باشد. در وبلاگ شهر از همه  چیز سخن رانده می شود و گاه بحثهای قابل تاملی نیز در می گیرد. اما آنچه که به نظر من مانع توسعه و تعمیق بحثها می شود عدم التفات به روشهای گفتگوست.بسیار برمی خوریم به گره هایی در بحثها که مطالعه ، صبوری ، تعمق و گاه لزوم تجدیدنظر یک  یا  چندجانبه را می طلبد اما روشهای نادرست و گاه زننده ادامه بحث را غیر ممکن می سازد که این امر هم از طرف نویسنده مطلب و هم پیغام گذاران قابل مشاهده است.تجربه مشکلات من و چند تن از دوستانم در بحثهایی در وبلاگ گروهی مان که گاه تا سر حد ترک نوشتن از سوی همکاران و قطه ارتباط دوستی  پیش رفت و اما چنین نشد،نشان داد که تنها راه پیشبرد موفق بحثها و برگرفتن نتایج قابل استفاده از آنها دوری جستن از عصبیت،اراده معطوف به یادگیری،برابر دانستن موجودیت فکری طرف گفتگو با موجودیت فکری خود،نقد نظرات طرف گفتگو در ظرف و چهارچوب احترام به موجودیت عقیده طرف مقابل،آمادگی برای تجدیدنظر در دانسته های خود و موارد دیگری که خواننده محترم می تواند اضافه کند می باشد. از نظر من امکان گفتگوی آنلاین د رمورد متن وبلاگی منوط و موکول به  بکارگیری روش های صحیح گفتگو و بحث از سوی هم نویسنده و هم خواننده است.

 آن اینکه وبلاگ در عمومی ترین شکل خود نیز ظرفی برای فردیت نویسنده انست.جدی ترین نویسندگان نیز در لابلای نوشته های جدی خود گریزی به دنیای درون خود و عواطف و احساساتشان می زنند.و در ضمن هستند وبلاگهایی که با حتی با روزنوشتهای خود نیز قادر به انتقال طرایف تفکر و ایده های شخصی شان هستند که گاه انتقال این ظرایف از عهده یک فیلسوف یا روانشناس نیز به سختی برمی آید.بر این اساس، مسابقه های وبلاگی و انتخاب وبلاگ برتر و کهتر را به هیچ وجه درست نمی دانم ،چرا که  به نوعی جمع زدگی را در وبلاگ شهر ترویج میکند.و ا زآن مهمتر اینکه با توجه به حاکمیت فرهنگ خوددار و خودپوش ایرانی، همین اندک روزنه به سوی بیانات به ناحق ممنوعه را نیز می بندد.به قول میلان کوندرا:«هر انسانی حق دارد آنگونه که هست درک و پذیرفته شود.».اجازه بدهیم جغرافیای تفاوتها در وبلاگ شهر رنگین کمانی از تنوع  باشد.  

نکته دیگر آنکه، آلودگی ارتباطات وبلاگی  به صف بندیهای سیاسی آسیب مهلکی است که در ماههای اخیر امکان ارتباط غیر عصبی و منصفانه را از اهل فکر و دغدغه های اجتماعی سلب کرده است که به نظرم برای  پالودن فضای گفتگو از ان باید فکری کرد....  / وبلاگ صعود برهنه

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger 

روزی که وبلاگنویسی را شروع کردم ، فکر نمیکردم اینقدر به طول بیانجامد ، فکر نمیکردم نوشته هایم و دغدغه هایم خریداری داشته باشند و فکر نمیکردم اینقدر روی من و زندگیم تاثیر مثبتی بگذارد.

مسئله فقط پیدا کردن دوستان جدید  نیست. من دوستانی را هم در همین وبلاگستان از دست دادم. قراری را که در زندگیم با خودم دارم در اینجا هم به کار گرفتم :  قرار نیست همه از تو  خوششان بیاید و  قرار نیست تو همه را عاشقانه دوست بداری ، و هرگز برای محبوب دیگران شدن چیزی نگو و ننویس .

سه سال پیش در همین روزها اولین پست را فرستادم.و امروز زنانه ها در این شهرک مجازی جایی برای خودش باز کرده است. جایی نه چندان بزرگ ، اما آنقدر که برای دیده شدن و شنیده شدن کافی باشد.

سه سال از زندگی این وبلاگ میگذرد ، دقیقا نمیدانم چه تاثیری در زندگی دیگران گذاشته است ، ولی در زندگی خودم بسیار موثر بوده و به رشد من کمک زیادی کرده است............

......  آنچه از تولد زنانه ها مهمتر است ، تولد وبلاگستان است كه آن هم همين روزهاست.
وبلاگستان تاثير بسيار مهمي در تمرين و پيشرفت دمكراسي داشته است. حتي همين كه به جاي مشت هايمان از كلمات براي مقابله با يكديگر استفاده كنيم ، اينكه حقوق يكديگر را براي نوشتن آنچه ميخواهد در چارديواري وبلاگهاي خويش به رسميت بشناسيم ( البته همه اين حق را به رسميت نميشناسند هنوز ) و ...
وبلاگستان و تاثيرات آن بر فرهنگ سياسي و عمومي ما بسيار مثبت است.
تولد وبلاگستان مبارك .....  / مطلب کامل در وبلاگ زنانه ها

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger 

 جدا از مسئله ي فرهنگي و اين که اصولا ما ايرانيان در کم تر کاري – از جمله مطالعه – عميق و پي گيريم، عوامل ديگري موجب سريع خواني مراجعان به وب لاگ هاي فارسي مي شود که سعي مي کنم برخي از آن ها را در اينجا توضيح دهم. مجموعه ي وب لاگ ها – ونه يک وب لاگ – بيشتر به بخش هاي مختلف يک مجله – با مطالب متنوع و کشکولي – شبيه اند تا يک کتاب واحد و منسجم. وقتي ما يک مجله را در دست مي گيريم، اغلب آن را ورق مي زنيم و خيلي سريع به تيتر و محتواي مقالات نظري مي افکنيم. تصاوير و نحوه ي صفحه بندي البته در کشش چشم و مکث خواننده موثرند. اگر چند مجله در آن واحد در اختيارمان باشد، اين کار را با تعدادي از آن ها که به سليقه ی ما نزديک ترند انجام مي دهيم. اگر مطلب يا مقاله اي مورد توجه مان قرار گيرد شروع به خواندن مي کنيم و اگر آن را جذاب بيابيم مطالعه ي آن را تا به آخر ادامه مي دهيم. مجموعه ي وب لاگ ها نيز چنين اند. آن هايي را که در بغل صفحه مان به عنوان وب لاگ دوستان و غيره رديف کرده ايم با کليک کردن ورق مي زنيم و اگر چيز دندان گيري بيابيم آن را به طور کامل مي خوانيم. تنوع مطالب و نوع رنگ آميزي و صفحه بندي وب لاگ ها البته در جذب ما موثرند. اما فرق عمده اي که ميان يک مجله و وب لاگ – که بر صفحه نمايشگر ديده مي شود – هست نحوه ي ورق زدن صفحات است. در مجله کار به صورت غيرپيوسته، با امکان دسترسي اتفاقي و با قدرت مانور بسيار براي جا به جايي چشم انجام مي شود حال آن که در وب لاگ ها جا به جا شدن در يک صفحه يا در ميان صفحات به صورت کند تر و با قابليت انعطاف کمتر صورت مي گيرد. اگر از صفحه ي ده يک مجله به ناگهان مي توان به صفحه ي بيست رسيد و چشم را به قسمت زير سمت چپ هدايت کرد در يک وب لاگ چنين امري به اين سهولت ممکن نيست. بايد ادامه ي صفحه را در پايين ديد و اگر پنهان باشد آن را به تدريج به طرف بالا کشيد و خط به خط يا بند به بند آن را از نظر گذراند که تازه در حين حرکت، خطوط خوانده نمي شود و مراجعه ي دوباره و سه باره به آن قسمت هم به سادگي ممکن نيست. اين عمل چشم و ذهن را خسته مي کند و کيفيت مطالعه را پايين مي آورد. در يک قياس ناقص مي توانيم مطالعه ي مجله را به گوش کردن صفحه ي گرامافون تشبيه کنيم که هر گاه بخواهيم از يک آهنگ به آهنگ ديگر – و يا حتي وسط يک آهنگ ديگر - برويم کافي است تا بازوي گرامافون را بلند کنيم و آن را در نقطه اي ديگر قرار دهيم در حالي که خواندن وب لاگ مثل گوش کردن به نوار کاست است که براي رسيدن به يک آهنگ بايد کل نوار را عقب و جلو کنيم. مسئله دوم نحوه ي قرار گرفتن سر ِ خواننده نسبت به صفحه ي مجله است. اين را مي توان با کامپيوترهاي تختي که اخيرا به بازار آمده و مثل يک سطح ِ صاف است نيز امتحان کرد. انسان به طور عادي در هنگام مطالعه سر به پايين مي اندازد حال آن که موقع مطالعه ی مطلب بر روي نمايشگر، گردن نسبت به بدن صاف است و اين باعث خستگي عضلات گردن مي شود. از طرف ديگر مجله وقتي بر روي پا یا میز قرار مي گيرد اشياء کمتري در اطراف آن هست که بر چشم اثر مي گذارد حال آن که اشيا موجود در اطراف نمايشگر - که در فضاي وسيع تري قرار مي گيرند – اثر انحرافي بيشتري بر چشم مي گذارند. نکته ديگر اين که مي توان با نزديک و دور کردن صفحات مجله به چشم، خستگي ِ سکون و عدم تحرک را از ميان برد حال آن که نسبت بدن به نمايشگر معمولا ثابت است و اين خود عامل خستگي و سرعت کاذب در مطالعه مي شود. مطالعه بر روي نوت بوک در حالي که بدن بر روي مبل يا صندلي، قدرت جا به جايي دارد البته راحت تر است اما آن هم به دليل تحمل سنگيني دستگاه بر روي پا و تحمل حرارت ناشي از آن و محدوديت جا به جايي نمي تواند جاي مجله را بگيرد. از مسئله رنگ کاغذ و حروف چاپي و عادت ذهن به جذب مواد خواندني از اجسامي مانند مجله و کتاب صرف نظر مي کنم چون بحث بسيار طولاني مي شود. موضوع ديگر مسئله ي توقف موقت مطالعه و شروع دوباره است. مجله يا کتاب را مي توانيم به راحتي به گوشه اي بيفکنيم و هر گاه اراده کرديم دوباره به آن مراجعه کنيم. در مورد کامپيوتر اين طور نيست و نه تنها کامپيوتر را نمي توانيم جا به جا کنيم و مثلا از اتاق نشيمن به اتاق خواب انتقال دهيم بلکه خاموش-روشن کردن کامپيوتر يا وصل شدن به اینترنت یا باز و بسته کردن صفحات ِ يک وب لاگ خود بسيار وقت گير است و در اغلب موارد به خاطر صرفه جويي در مصرف برق يا قطع کردن صداي فن کامپيوتر نمي توانيم کامپيوتر را به طور دائم روشن بگذاريم. پرينت صفحات و مطالعه ي خارج از نمايشگر نيز مشکلات خاص خود را دارد. اول اين که هزينه ي پرينت بسيار زياد است و گاه در مقالات ِ طولاني مقرون به صرفه نيست. دوم اين که پرينت و صفحات فتوکپي حتي اگر صحافي يا پوشه شوند، از نظر رواني نمي توانند جاي مجله يا کتاب - حتي با بدترين کيفيت چاپ و کاغذ - را بگيرند. موجوديت مجله و کتاب خود عاملي است براي خوانده شدن. شما شعري از حافظ پرينت بگيريد و همان شعر را در مجله اي با عکس هاي رنگي ببينيد و باز همان شعر را در ديواني با چاپ عالي ملاحظه کنيد، قطعا ميل به مطالعه و تاثير محتوا برخواننده - علي رغم واحد بودن موضوع مطالعه - در کتاب و مجله بيشتر خواهد بود. در اين باره مي توان به نکات ديگر ارگونوميک و رواني اشاره کرد که براي کوتاه نگه داشتن مقاله از نوشتن آن ها صرف نظر مي کنم. (9/5/2005 2:50:52 PM)

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger 

Iranian bloggers celebrate their fourth Birthday

Middle East & North Africa, Iran, Weblog

I would like to share with you some important issues about our blogging history. Of course it is a personal way to look to Iranian blogistory:

    1- Genesis: On 7 September 2001 Salman become first blogger in Farsi. A few days later Derakhshan wrote simple instructions on “How to make a blog in Persian” using Blogger.com’s free service. This instruction help many (thousands maybe) to start their weblogs in Iran. It is said that now more than 75000 blogs exist in Farsi!

    2- Blogging & Prison: Many Iranian bloggers have gone beyond personal diaries. They inform and share with others political news and events. Several of these courageous bloggers faced prison such as Motalebi and Samininejad

    3- Old Wine in new Bottle: Several writers journalists and politicians have become DIEHARD webloggers. Abtahi, former vice President, was first politician to publish his personal weblog: webnevesht. Moin, reformist candidate in Presidential election, started a weblog to make contact with young people. Among writers and journalist we can name Maroufi from Germany and Behnoud from England.

    4- A valuable information source: Sometimes bloggers provide photos and news before mainstream media. Recently Webnameh and Kosoof published photos of Ganji’s supporters in front of hospital and his house before any other news site or journal.

    5- Hezbollah & blogging: Iranian Hezbollah bloggers are present too. In their blogs such as Mohamad Masih they do a lot of anti-Israel propaganda!

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger 

ضمن تبريک اين روز به همه دوستان عزيز، به طور خيلى خلاصه محسنات و معايب وبلاگ شهر را با هم مرور مى‌کنيم. طبيعى است که شرح و بسط هر يک از موارد که قطعاً منتقدينى هم خواهد داشت نيازمند پرداختن و صرف زمان است. به هر حال پيشاپيش اين روز را به همه وبلاگ‌داران و وبلاگ‌نويسان عزيز، تبريک عرض مى‌کنم.

محسنات وبلاگ‌شهر:
- انديشيدن، آموختن و آموزش دادن
- راهى براى گريز از تنهايى
- مفرى براى فرار از واقعيات تلخ دنياى واقعى
- محل تمرين نويسندگى به صورت غيرحرفه‌اى و يا نيمه‌حرفه‌اى
- آشنا شدن علاقمندان فرهنگ و انديشه با يکديگر
- تضارب آرا و صيقل خوردن نظرات و تبلور پلوراليسم
- سرگرمى و پرکردن اوقات فراغت

معايب وبلاگ‌شهر که گهگاه ديده مى‌شود:
- بخل، حسادت و تنگ‌نظرى
- عدم تحمل نظر مخالف
- سهم‌خواهى از جانب بعضى از اهالى عرصه سياست يا فرهنگ (مارکت ديدن وبلاگ‌شهر)
- زدو بند، باندبازى و عشيره گرايى در عين ضعيف بودن روحيه کار جمعى
- روزمرگى، خودمحورى، ناديده گرفتن ديگران و بى‌حرمتى
- تندى، افشاگرى، فحاشى و هتاکى تحت عنوان صراحت در نقد
- سانسور و ارعاب
- حملات تروريستى در بخش کامنت‌ها
- عجله در خواندن، شتاب و عدم بازنگرى در نوشتن
- توهمات دنياى مجازى، توطئه ديدن فعاليت‌هاى ديگران عليه خود
- ابتذال و نشر مطالب غيراخلاقى و بى‌ادبانه
- حاشيه سازى و اتلاف وقت سايرين
- هدف قرار دادن آمار تعداد خوانندگان
- استفاده ابزارى از وبلاگ براى کارهاى غيرمرتبط: دوست‌يابى، بيزينس، جمع کردن راى، مبارزه سياسى، راه انداختن کلوپ هواداران و …
- پرگويى و اشغال کردن بيش از حد کل پهناى باند اينترنت
- خطا در تعميم دادن عقايد و نظرات غالب در وبلاگ‌شهر به جامعه واقعى

چرا وبلاگ مى‌نويسم:‌
در قسمت توضيحات بيان شده است.

ده وبلاگ برگزيده که در سال کارى گذشته مطالبشان را پيگيرى مى‌کردم:

- سيبستان، مهدى جامى
- ف.م.سخن
- حضور خلوت انس، عباس معروفى
- زوال، حسن جعفرى
- پيام ايرانيان، مسعود برجيان
- شبح
- مجيد زهرى
- اميد معماريان
- وبلاگ گروهى فانوس
- کتابچه، مهدى خلجى

تذکر: اين ليست نشاندهنده رده بندى خاصى نيست و تنها انتخاب ده وبلاگ از ميان وبلاگ‌هايى همه خوب و خواندنى بوده است که بنده به عنوان يک خواننده کوچک آنها را مى‌خوانده‌ام. نظرات و عقايد صاحبان محترم اين وبلاگها با هم متفاوت است. تلقى‌شان از وبلاگ و سبک کارى‌شان نيز. البته هريک از دوستان عزيز اگر مخالف است لطفاً ده وبلاگ برگزيده را از ديد خود بيان بفرمايد. اصولاً وبلاگ‌شهر و پلوراليسم ذاتى آن يعنى همين!

شاد و پاينده باشيد و از اينکه در سال کارى گذشته به بعضى از مطالبم، بيش از آنچه که سزاوار بود، توجه و عنايت گرديد، سپاسگزارم. از دوستانى نيز که به مهر من را نواختند و نقدى سازنده نوشتند، متشکر هستم. سال آينده کارى تصميم دارم که موجزتر و کمتر بنويسم.

سال خوبى پيش رو داشته باشيد. نه خسته شويم و نه نااميد. هيچ چيزى براى گفتن ندارم جز آرزوى مهر، آرامش و صلح بر پهنه وبلاگ‌شهر. سلامت و شادکامى همه دوستان را آرزومندم.  / پارسا نوشت

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger 

بچه 4 ساله يك متر قد و 16 كيلوگرم وزن دارد. خوب مي دود و آتش به پا مي كند. خوب حرف مي زند ولي حرف در گوشش فرو نمي رود. خودخواه، خودمحور، لجبازو بي احتياط است. زود رنج و حساس و كاملا وابسته است ...ولي...ولي...ولي تا دلتان بخواهد دوست داشتني است!!
تولدش را جشن گرفته ايم و بالندگي اش را نظاره مي كنيم. به رشدش اهتمام مي ورزيم و منتظر باروري اش مي نشينيم.
عليرغم اختلاف هاي (گاهي) اساسي در خاستگاه اجتماعي و فرهنگي و نيز درك متفاوت و بعضا متناقض از شرايط سياسي و اجتماعي و با وجود منافع فردي و ديدگاههاي شخصي متمايز از يكديگر، ما همه وبلاگ نويسيم و منافع و مقاصد جمعي مشترك نيز داريم.
وبلاگ براي من دكان نيست ولي كتمان نمي كنم كه از داشتن مشتري در آن لذت مي برم...چرا؟...نمي دانم!!
چرا ديدگاههايم را با سايرين در ميان مي گذارم...درست نمي دانم! فقط مي دانم كه هيچ انگيزه كاملا بزرگوارانه وصرفا شرافتمندانه اي در كار نيست! شايد بيشتر به سبب خودنمايي باشد...شايد هم مي آيم و شاخي مي زنم و مي روم!!
ولی خود را نمي فريبم!
اين را هم كاملا مي دانم كه بودن و نبودن من در اين دنياي مجازي براي كسي مهم نيست...در دنياي حقيقي اش هم براي تعداد محدودي بودن و نبودن ما مهم است...حد خود را مي شناسم و سوداي تغيير كسي يا چيزي يا عقيده اي و ايجاد يا انهدام روندي يا روشي را ندارم...نه اينكه نخواهم...گمان نكنم از اين طريق بتوانم.
پس چرا وبلاگ مينويسم؟...خوب كه روان خود را مي كاوم مي بينم كه اين كاربراي من  يك انگيزه مازوخيستي دارد...شايد احساس گناهي گنگ در پس لايه هاي تو به توي روان من، مرا به تنبيه فرا مي خواند...شايد هم يك كمال گرايي وسواس گونه مرا وا مي دارد كه پس از نوشتن هر سطري در دفتر زندگي، مداد جان خودم را تراش دهم تا ازتيزي نيفتد...
علي ايحال تا وقتي كه مي نويسم احساس پرواز مي كنم ...پس می نويسم تا زمانی كه تيري از پر خودم سرنگونم كند!
جشن تولد اين طفل يك متري و 16 كيلويي، پر حرف و حرف نشنو، خود خواه و لجباز و حساس...اين كودك بازيگوش و دوست داشتني بر والدينش مبارك و فرخنده باد!  /  وبلاگ گوشزد

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger