قربانت گردم، به حکم فضولی عرض میکنم که، به قرار مسموع، چندتا آدم شیر پاک خورده و دور از جانشان، فضولتر از ما، چند روزی پیش بهفکر افتادند به حسب فرا رسیدن روزی که اولین موشک وبلاگی به آسمان ادبیات معاصر فارسی- گلاب به رویتان- پرتاب شد، جشن باشکوهی با حضور نویسندگان و ریسندگان بلاگستان برپا بفرمایند.
حکمن میفرمایید خب!،بعدش؟. عرض میکنم پدر جان. ................
کسی چه میدانست تا چند لحظه دیگر به طرفهالعینی چه میشود.... ( ادمه دارد ....)
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
سلام
پيشنهاد خيلي جالبي است. وقتي اين خبر را شنيدم خيلي خوشحال شدم. ايكاش يك لوگو براي اين واقعه مهم طراحي ميكرديد تا همه ما از آن استفاده كنيم. / بلاگ نوشت
پاسخ: در مورد لوگو، پیشتر، پیشنهاداتی مطرح شده و من شخصا منتظر شدم بلکه هاله و یا دوستان دیگری زحمت کار را بکشند که تا کنون خبری نشده، مع الوصف چند روزیست لوگویی طراحی شده که فردا در بلاگ قرار داده میشود. و میتواند به مدت یک هفته تا روز شانزدهم در وبلاگ دوستان و همراهان قرار بگیرد.
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
salam. man amir hossein az www.webgasht.net hastam rastesh az 82 be bad dige nashod gharar rah bendazi yani hamash ya ba dekhalat mamor ha be ham rikht yaaaaa . nemoone barezesh ham 21 esfand bood ke banish man boodam to in 3 sale ke minevisam baad tarin rooz haye blog farsi hamin rooz hayee ke tosh hastim
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
سلام. لینک دادم. به وبلاگ. البته دوباره کاری شد چون قبلا هم داده بودم. اگه بشه یه جایی برای دیدار پیدا کنیم خوبه. محل عمومی نمی شه چون مجوز می خواد. شایدم بهتره بریم دنبال مجوز....
* آقای کیارش شمس، در میل ارسالی آدرس وبلاگ شما جهت درج قرار نداشت. موفق باشید.
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
با سلام
من پیشنهاد می کنم که بچه ها چند تا جمع هفت هشت نفره از نزدیکترین دوستان وبلاگی این مدتشون رو انتخاب کنند و در روز جشن ، قرار بذارند، یکی دو ساعت در مورد وبلاگ و مباحث مربوطه در یک چت روم ، بچتند.
البته خواهر ها جدا و برادرها جدا ، که اینجوری هم به اسلام ضربه وارد نشه و هم عفت عمومی رعایت بشه . /
یه پیشنهاد دیگه هم داشتم که برای این روز به خصوص بچه ها یه وبلاگ نویس رو پیدا کنند و یه مصاحبه در مورد وبلاگ نویسی و اثرات و جنبه های مختلفش با اون انجام بدهند . از طریق هر چیز انلاینی که گیر میاین یا حتی الامکان حضوری . / وبلاگ مستور
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
روز چهارشنبه 16 شهریور؛ سالگرد تولد اولین وبلاگ فارسی است. آن را با شکوه تمام جشن می گیریم. این روز را به مثابه روز اول سال نوی وبلاگی؛ ما وبلاگ نویسان؛ به هم تبریک خواهیم گفت و اگر میسر شود؛ در یک قرار وبلاگی بزرگ؛ با هم ملاقات خواهیم داشت! مثل همیشه که از فرا رسیدن یک روز شادی آفرین به وجد می آیم؛ اکنون نیز چنینم! در چنین روزی مهم ترین سخن مان این خواهد بود: وبلاگ های ما را فیلتر نکنید. ما تا موقعی که هستیم؛ می نویسیم!
دوستان وبلاگ نویس لطفا در وبلاگ های شان به این مساله توجه کرده و آن را مطرح کنند. در مورد قرار وبلاگی هم اگر کسی جایی را برای جمع شدن سراغ دارد پیشنهاد بدهد. در همین زمینه مطالب ذیل را ببینید: جشن تولد وبلاگستان فارسی. و پیشنهاد پارسا صائبی و نوشته مسعود برجیان . همه لینک هر از خبرچین. نوشته علی تمدن. / وبلاگ روح بلاگر
+
نوشته شده در یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
امشب نمیخواستم چیزی بنویسم . ولی ....
روزی از روزها که پدیده وبلاگ را کشف کردم و تونستم برای خودم وبلاگی دست و پا کنم فکر نمیکردم روزی در این مدت اندک تعداد وبلاگهای فارسی زبان به دهها هزار برسد . از اول دوست داشتم دوستم بدارند و دوستشون بدارم . روزها به همین منوال گذشت و خوشی بود و دوست داشتن ، هم بود . یه چند روزیست که چندین ایمیل میگیرم که تا الان نمیخواستم در موردش بنویسم ولی نشد . برای همین خواستم منم بعنوان یک بلاگر !! نظرم را بنویسم .
آقایون و خانما ، قراره یه جشنی برای اولین بلاگر فارسی گرفته بشه . ایشون سلمانن . خب اشکالی نداره که هم سلمان باشن و هم درخشان به عنوان اولین بلاگر فارسی . ایرادی داره ؟ مگه باید مدعی بود که ارث مان از وبلاگستان چقدره ؟ قرار بر این بود که روزی به همین عنوان اعلام بشه و جشنی گرفته بشه . پارسا صائبی زحمت این کار رو کشیدن و سعید یار محمدی وبلاگی درست کردند . ما هم رفتیم و خوندیم ،حالا ایراد داشت یا نه بماند . منه بلاگر! هم خوشحال شدم که جایی رو گذاشتن برای مفرح کردن بلاگها ! آقا فرح نگو شاه بگو . کاسه کوزه تو سرمون شکست ! فحاشی و بی ادبی یی شد که نگو . همه مسائل قبل از اینهمه را آوردند جلو ! یکی گفت چرا اسم مادرت تو وبلاگت آمد " آمد که آمد " تو کار خودتو بکن دیگه . یکی گفت مجید زهری نمیدونم چیکاره است . " هست یا نیست " تو فکر خودتو بکن دیگه . یکی گفت نقطه ته خط " آدم نیس " خب نیس که نیس . تو رو سنه نه ! جشنمون تبدیل به عزا ست فعلن ! بابا بی خیال . اومدیم شبی بنشینیم و وبلاگ بخونیما اخ تفمون در اومد . من میخوام تنبون مبارک راه راهی ام رو در وبلاگم بذارم اصلن ! بابا نیگا نکن . نظر نده . به همین راحتی !
مگه بعضی از وبلاگنویسا نمیخواستن معین رئیس جمهور بشه ؟ما هم بودیم و نتیجه نگرفتیم ! آقا خیلی مونده که وبلاگ سرنوشت ممکت رو عوض کنه ، باوبلاگ که فرهنگ و سیاست مملکت عوض نمیشه که . میشه؟ توده مردم جای دیگری ان ! جاشون هم نا معلومه فعلن
جون عزیزاتون بیخیال درگیری باشین . یاد شبی افتادم که درکامنت اولین پست وبلاگم کسی نوشت :
خیلی عالیه . موفق باشی . من هنوزم اوشون رو دوس دارم . اعصابم داره جر میخوره از اینهمه پیله کردن به همدیگه . کجای کاری برادر یا خواهرعزیز . بیایید :دست در دست هم دهیم به مهر
+
نوشته شده در یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
مطالب ارسالی شما دریافت شد. گمان نمیکنم هیچکدام از وبلاگ نویسان مایل باشند از این فضا بعنوان تابلو آگهی یک شخص استفاده کرد و با درج لیست اسامی کسانی که در وبلاگهایشان مدح وی را گفته اند ایشان را تبلیغ کرد و سایر.... چون گمان کنم اصلا قرار نیست کسی یا چیزی معرفی یا انتخاب شود یا اصولا بحث کاندیداتوری برای عنوانی نیست. یک تاریخی است و در این تاریخ اولین وبلاگ پارسی ایجاد شده و قرار است بعنوان یک مبدا پاس داشته شود. یک تاریخ دیگر هم داریم که چند نفر از دوستان مطرح کرده اند بعنوان روز گسترش وبلاگ نویسی یا هرعنوان منتخب دیگری، در نظر گرفته شود. خب پیشنهاد خوب و معقولی است و دیگر بسته به سایر دوستان میباشد که این مسئله به چه شکل عنوان یا انجام شود. در نتیجه میل دوم شما که لیستی از اسامی دوستانی است که مدح آقای درخشان را گفته اند، جهت رویت سایر *دوستانی که در تکاپو هستند که کاری انجام شود ارسال میکنم. درج میل اول شما هم بعلت لحن پرخاشگرانه و تنش زای آن مقدور نیست و ایضا جهت دوستان ارسال میگردد.
آقای کورش ضیابری، دوست گرامی بسیار خرسندیم که چند پستی است این وبلاگ از مرحله درج ایمیل های مقدماتی رهایی یافته و به کمک دوستان تلاش بر این است که پیشنهادات مفید، سازنده و بدور از هر نوع درگیری لفظی گرد آوری و درج شود. بنابراین میل شما که کاملا مشابهت با تندترین متون رد و بدل شده در اوج درگیریهای اخیر دارد، کاملا غیر قابل درج میباشد ولی یادداشت جهت رویت و اطلاع برای لیست *فعالین مراسم ارسال میگردد.
* بزودی یک گروه ده نفره از وبلاگ نویسان مطرح که در کار این مراسم فعال هستند و با دریافت مطالب مشکلی نداشته باشند بشکل میل لیست، تشکلیل میشود و تمامی نظراتی که توسط دوستان به آدرس این وبلاگ ارسال میشوند جهت رویت آنها ریپلی خواهد شد. و ........... همکاری کنید.
با نهایت تشکر و امتنان از متانت شما./ آقا بلاخره پیامگیر را باز کنیم یا کماکان قصد نگارش داری؟!
+
نوشته شده در یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
در مورد جشن تولد وبلاگها، پيشنهاد مشخص من اين است كه هر يك از ما يك وبلاگ با كليه امكانات و آماده به كار تاسيس كنيم( لغت تاسيس درست است؟) و به يك نفر ( ترجيحا صاحب انديشه) تقديم كنيم.
با اينكار نه تنها باعث ترويج پديده وبلاگ نويسي مي شويم بلكه سبب تزريق افكار نو به جامعه وبلاگي مي گرديم.
همچنين اينكار سبب آشنا شدن تعداد بيشتري با وبلاگ ها مي شود.
راجع به بحث هاي حاشيه اي و ايميل هاي رد و بدل شده در مورد پيشنهاد دوست ناديده ام،
پارسا صائبي، ضمن تحسين اين پيشنهاد سازنده و مهمتراز آن رفتار بعدي ايشان در قبال مباحثات پيش آمده، به سبك پارلمان ها، پيشنهاد كفايت مذاكرات و ختم مجادلات را ارائه مي دهم.
مختصرا عرض كنم كه همانگونه كه در هنگام جدال هر يك از ما از شيوه هايي استفاده مي كنيم كه در آن مجرب تريم...در هنگام جدل نيز هر كدام از ما روشي را برمي گزينيم كه بر آن مسلط تريم.
در دنياي كمتر پيچيده حقيقي بيشتر مردمان در اينگونه موارد از يك روش ساده و غير كمپلكس استفاده مي كنند ...مثلا يكي در بحث مغالطه مي كند...يكي به سفسطه روي مي آورد...ديگري اظهار مظلوميت ...يكي با شعرو ضرب المثل...يكي باهيجان...يكي با متانت ...ديگري با تكرار و تلقين...و البته همه با چاشني كمي از منطق و استدلال، سعي مي كنند حرف خود را به كرسي بنشانند...و در بسياري از موارد بسته به اينكه چقدر در به كار گيري روش فوق تبحرو تجربه داشته باشند، موفق نيز خواهند بود.
در دنياي مجازي مشكل اينجاست كه استدلاليون از تركيبي از چند روش فوق استفاده مي كنند...مثلا مغالطه را با ادبيات و نيز متانت در مي آميزند و با چاشني منطق ترويج مي كنند و به علت وجود مخاطبان فراوان و چند لايه بودن روش به كار گرفته شده و گستردگي مباحثات هر روزه...و دلايل عديده ديگر...بطلان كل يا بخشي از ادعا و استدلال آنان مشخص نمي شود.
لینک مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
۱- در ايميلهايى که بين دوستان رد و بدل شد، به هر حال مقدارى درگيرى و مشکلات حاشيهاى و جنجال پيش آمد. به نظرم اين چيزها را عمده نکنيم و پا پس نگذاريم. يعنى کمک کنيم که مسائل و اختلاف نظرها خداى نکرده ماندگار نشود. اختلاف نظرهايى بود و مقدارى دوستان تند شدند که البته کاش نمى شدند. به هر حال پيش مى آيد، بعضى از دوستان هم مقدارى عصبانى هستند از بعضى اتفاقاتى که قبلاً افتاده است. چه عرض کنم. بنده خيلى زرنگ باشم چهار چشمى مراقب نوشتهها و عملکرد خودم باشم. به هر حال من باز از همه عذرخواهى مى کنم و از حوصله اى که دوستان عزيز مخاطب و حاضر در بحث ها به خرج دادند، به سهم ناچيز خود سپاسگزار هستم.
به همت دوستى به نام آقاى سعيد يارمحمدى، وبلاگى در بلاگفا راه افتاده است به نام «جشن تولد وبلاگهاى پارسى». قرار بر اين بود که اين وبلاگ پوشش خبرى برنامه هاى احتمالى اين رويداد و پيشنهادهاى مرتبط را بر عهده داشته باشد. اين وبلاگ الان راه افتاده و از ديروز و پريروز حجم زيادى از گفتگوهاى بين تعدادى از وبلاگنويسان را، که بعضى از آنها هم درگيرى هاى لفظى و قلمى بوده است، پوشش داده است. چند تا از ايميلها هم البته در اين بين نيست. احتمالاً خود دوست عزيز گرداننده در آن شلوغى و کم و زياد شدن اسامى، گيرنده آن ايميل ها نبوده اند. ضمن اينکه گذاشتن و انتشار ايميلهايى که به هر حال در يک فضاى خصوصى تر قرار بوده مطرح شود (هر چند که اعلام شده بود که همه دوستان خوش آمدند) در يک فضاى وبلاگى چندان جالب نيست. نيک مىدانم که خيلى از دوستان در يک فضاى احساسى و تند مطالبى را نوشتند که شايد اگر الان مى خواستند آنها را مطرح کنند حتى اگر تغيير عقيده نداده باشند، طور ديگرى مطرح مى کردند. البته من تلاش اين دوست عزيز را درک مى کنم و مطمئن هستم که ايشان قصد خاصى نداشته و مى خواسته که اتفاقاً همه مطالب مطرح شده را در وبلاگى که براى پوشش خبرهاى روز تولد اولين وبلاگ راه انداخته است، بياورد. به شخصه پيشنهاد مى کنم اين دوست عزيز، نيز براى اينکه به پيشبرد هدف اصليمان که همدلى و بهبود فضاى وبلاگشهر است کمک کند، به طور کلى همه مطالبى را که به صورت ايميل بين دوستان رد و بدل شده است (حتى مطالب بدون تنش و نقد هاى سالم و پيغام هاى يارى و پيشنهادها را) از اين وبلاگ حذف کند و اخبار را از اين لحظه به بعد بر مبناى آنچه که در وبلاگ ها مى گذرد، پوشش بدهد. بدين ترتيب اگر هريک از دوستان خودشان خواستند مى توانند که مطالب خودشان را در وبلاگ هاى خود به همان صورت يا به شکل بازنگرى شده بياورند و در اين صورت مى شود اين مطالب را در اين وبلاگ لينک داد يا منتشر کرد. باز بر پيشنهاد خود تاکيد ميکنم که اين کار براى نشان دادن حسن نيت و کمک به تلطيف فضا صورت بگيرد.
آقاى عليرضا تمدن عزيز، اين دوست ناديده خوشاخلاق، پيشنهاد آشتىکنان مطرح کرده است. پيشنهاد بسيار خوبى است. بنده در خدمت هستم و اگر دوستان شروع کنند، بنده هم از اتفاقاتى که افتاد و قسمتهاى تندى از مطالبى که در مورد بعضى از دوستان نوشتم و آن بخش هايى که به ظاهر نقد بود اما غير منصفانه بود، عذرخواهى خواهم کرد. بنده چون اسمم مستعار است بالاخره اينجا هم طبق معمول هميشه نبايد سر صف باشم ديگر! نه؟
عليرضا جان همچنين پيشنهاد دادهاند که هر دو روز شانزدهم شهريور روز تولد اولين وبلاگ فارسى و نيز چهاردهم آبان روزى که آقاى درخشان راهنماى «چگونه يک وبلاگ فارسى بنويسيم» را منتشر کردهاند، گرامى داشته شود. به هر حال اينهم روز گسترش وبلاگهاى فارسى مى تواند قلمداد شود و اصلاً منکر تلاشهاى اوليه حسين درخشان نمى توان شد. (بنده که هيچ وقت منکر نشدهام.) خودم به شخصه و سهم ناچيز خودم حسن نيت خود را نشان مىدهم و ضمن تاکيد بر اينکه تنها هدفم نشاط و شادابى وبلاگشهر بوده، هر دو روز را گرامى مىدارم: «روز تولد اولين وبلاگ فارسى» و «روز گسترش وبلاگهاى فارسى». البته اصرارى هم ندارم و طبيعتاً هر يک از دوستان هر طور که مايلند عمل خواهند کرد.
در مورد پيشنهادى که مطرح کردم، بنده تنها يک پيشنهاد دهنده بودم و از روز اول هم دارم روى اين مساله تاکيد مى کنم. قرار بر اين شد که دوستان خودشان بيايند و مشارکت کنند و اگر کارى به نظرشان مى آيد انجام دهند. دوستانى عزيز اعلام آمادگى کردند، بنده به سهم خود از همه شان ممنون هستم. درود بر همه آنها. بعضىها واقعاً به بنده حقير لطف داشتند، جواب اين محبت ها را نميدانم چگونه بدهم. جشنى و تدارک ويژه اى نيست. لااقل تا حالا که نبوده. همين که مصاحبه اى بکنند. دوستان عزيزى اگر بتوانند لوگويى بسازند. مطلبى در اين مورد بنويسند. مشکلات دنياى مجازى و وبلاگ ها را مطرح کنند در فکر چاره باشند با هم دوست باشند و در عين اختلافنظرهاى زياد (که طبيعى هم هست) به همديگر به چشم همکار نگاه کنند و احترام بگذارند، همين مى شود جشن. اين بود هدف ما. همين مى شود گراميداشت. حالا کسى که آن پيشنهاد را ارائه کرده است خودش صد تا مشکل دارد، شما کار به خودش نداشته باشيد. ببينيد چه مىگويد. لااقل آب اين رودخانه را که روز به روز دارد کم آب تر و گل آلوده تر مىشود آلوده نکنيم.
جشنمان اين است که به هم احترام بگذاريم، به همديگر نپريم و با کار هم انقدر کار نداشته باشيم. دلخورىها را فراموش کنيم، با همديگر قهر نباشيم و خط کشى تند و تيز نداشته باشيم. اينها شعارهاى خوبى است اما چرا قدرى به آنها عمل نکنيم؟ بياييد روزى نو و نوروزى تازه بسازيم. آيا مىشود؟ اميدوارم که اين نصيحت بازى هاى ما و به قول معروف بازى در نقش «آقا خوبه» دوستان را دلخور نکرده باشد. آرزومندم که ديگر در اين زمينه قلم نزنم که خودم هم خسته شدم.
شاد و سلامت باشيد. یادداشت اصلی
۲- يکبار ديگر از دوستان عزيز خواهشمندم که دلخوريها را کنار بگذارند و اگر پيشنهادى در مورد بزرگداشت اين روز دارند در وبلاگ هاى خودشان مطرح کنند و بنده هم در وبلاگ خود لينک مىدهم و باز هم اعلام مى کنم که نه در اين روز و نه در روز چهاردهم آبان اتفاق خاصى قرار نيست بيافتد.
متاسفانه اصل موضوع دارد تحت الشعاع مسائل حاشيهاى قرار مىگيرد. بنده مقدارى در جريان اين مسائل حاشيهاى قرار گرفتم و تنها مى توانم بگويم عميقاً متاسفم. قرار بود در اين چند روز به پديده وبلاگ نويسى و مسائل وبلاگستان بپردازيم که ظاهراً بعضى از دوستان استقبال کردند و بعضى ديگر حجم عظيمى از سو تفاهمات و گفتگو هاى غير سازنده کاملاً بى ارتباط با موضوع ايجاد کردهاند و عملاً اگر چه من مطمئن هستم تعمدى در کار نبوده ولى متاسفانه به کل اين بحث را به حاشيه راندند. از دوستانى متين و خردمند نيز که سکوت کردند، انتظار بيش از اينها بود که مقدارى پا پيش بگذارند و غائله را ختم به خير کنند. شخصاً از بعضى از دوستان که خودشان را وارد اين بحث نکردند و مسير بحث را به سمت و سوى صحيح نينداختند گلايهمند هستم که اين دوستان با وارد شدن به اين بحث در زمان مناسب و به کنج عزلت نرفتن خيلى بيشتر ميتوانستند در جلوگيرى از بالا گرفتن اين جنجال، و به حاشيه کشاندن حاشيه سازان کمک کنند. به هر حال گذشت و رفت.
به عنوان پيشنهاد دهنده، از همه دوستان عاجزانه خواهشمندم که در مورد اصل ماجرا اگر راهکارى دارند در وبلاگهاى شخصى خود، بيان کنند و بحثى مفيد داشته باشند. اگر هم راهکارى نيست، جان همگى سلامت. داريم مىنويسيم و هستيم و دوستى و «مهرورزى» در دنياى مجازى هم نخواستيم. همينقدر که انصاف و اخلاق را تا آنجا که بتوانيم در نوشتههايمان لحاظ کنيم و دشمن براى خود درست نکنيم، کافى است.
به هر حال يک روزى يک وبلاگ فارسى به وجود آمد يک روزى يک دوستى هم دفترچه راهنماى آن را منتشر کرد و چند هزار نفر هم الان دارند مى نويسند و خيلى ها هم تا آخر عمرشان شايد نتوانند به تمام اين فضا سرکشى کنند و خيلى ها اصلاً از وجود همديگر در اين دنياى مجازى که مرتب هم درحال ريزش و رويش است، خبر ندارند. به همين تصوير زيبا اگر لحظهاى نگاه کنيم چه چيزى جز تصويرى از جهان واقعى مىبينيم؟ باور کنيد زندگى هم مانند زيستن ما در دنياى وبلاگها چون يک لحظه گذرا است. بيست سال بعد، چه ميدانم نيم قرن بعد ما ديگر در دنياى واقعى اينجهانى هم نيستيم. اما نوشته هايمان هست و مىماند. آيا اين زيبا نيست؟ پس چرا توقعات، الحان گزنده و ساير مسائل دنياى ايرانى را وارد اين دنيا کردهايم؟ دوستان عزيز، سروران ارجمند، به کدورتها دامن نزنيد. کدورت در اين دنياى مجازى که همهاش کلمه است، روحمان را مى فرسايد. قدرت کلمه را دست کم نگيريم. جاى زخم يک نوشته توهين آميز گاهى تا آخر عمر همراه آدم مىماند. من البته معلم اخلاق نيستم. خودم هم ايرادات فراوانى دارم و از بالاى منبر رفتن هم متنفر هستم ولى تنها اين نکته را مىخواستم گذرا يادآورى کنم.
«غرض نقشى است کز ما باز ماند/ که هستى را نمى بينم بقايى»
اما اصل موضوع بيچاره:
مسعود برجيان عزيز، پيشنهاد خوبى مطرح کرده بود به اين مضمون که يادداشتهايى با اين موضوع بنويسيم: «وبلاگنویسی چه دستاوردهای مثبت و منفى برای من ِ وبنگار به همراه داشته است؟». پيشنهاد بسيار خوبى است. بنده خودم عمل مىکنم. البته اين دوست عزيز، پيشنهاد هاى ديگرى هم در مورد قرار دادن روز شمار يا شمارشگر معکوس يا ساخت لوگو دادند. به نظرم مناسب ترين فرد براى ساخت لوگو کسى جز هاله عزيز نيست که در اين سالها هميشه زحمات ساخت لوگوها با او بوده است او در اين سالها مهربانانه وقت گذاشته و به ياد دوستان دربند و آسيب هاى اجتماعى در ايران بوده است. از ايشان خواهشمندم که اگر صلاح مى دانند محبت کنند و زحمت ساخت يک لوگو در مورد روز تولد وبلاگ ها را بکشند.
از طرف دوستان قرارهايى براى مصاحبه با سلمان گذاشته شده است. من الان نميدانم تا چه اندازه اين قرارها قطعى شده است. اين هم به نظر بنده کار خوبى است.
دوستى به نام سکنر کامنت گذاشته است و اين پيشنهاد را داده است که سلمان سه وبلاگ برگزيده را از ديد خود انتخاب کند و دلايل خود را هم بگويد و سپس آن سه وبلاگ در زمان ديگرى (مثلاً پيشنهاد ميکنم به صورت ماهيانه)، هر يک سه وبلاگ برگزيده ديگر را معرفى کنند و به همين ترتيب قضيه جلو برود. به نظرم پيشنهاد جالبى است.
به هر حال به نظر بنده همين پيشنهاد ها هم براى برگزارى يک بزرگداشت کوچک در روز شانزدهم شهريور کافى است. پيشنهاد بنده هم که همانا معرفى ده وبلاگى که در سال گذشته به مطالب آنها بيشتر علاقمند بودهايم و نام بردن آنها در وبلاگهايمان، هست. اگر دوست داشتيد عمل بفرماييد اما اگر ديديد که موجب کينه و کدورت و برهم زدن دوستىهاى مجازى مىشود، لحاظ نفرماييد. نقد هم نخواستيم. قربان صدقه هم مى رويم کافى است.
شخصاً موافق پيشنهادهاى اينچنينى که موجب مشارکت جمعى بوده و مخل فرديت وبلاگى نباشد، هستم. اين دنياى مجازى بىمرکز است. باز هم تاکيد مى کنم قرار نيست جايى جمع شويم. قرار نيست زير علم و کتل کسى مانند بنده حقير سينه بزنيم. قرار نيست کسى يا کسانى را مطرح کنيم و کسى يا کسانى را بکوبيم. مثل سيزده بدر هر کس در وبلاگ خود زيراندازى پهن مىکند، چيزى مىنويسد و ابتکارى به خرج مىدهد. دوست داشتيد چند تا لعنت هم نثار بنده کنيد که اين پيشنهاد را بد مطرح کرد و موجب صد و هفتاد و سه فقره دعوا شد، بعد هم سبزه اى گره مىزنيم(!) تفالى ميزنيم. اصلاً به ياد خوشهچينى و ماه مهر و پاييز شعرى مىنويسيم و بلند مى شويم و ميرويم دنبال کار خودمان. همين! به همين سادگى و بىپيرايگى. آيا اين موضوع اينقدر بحث پيچيده و جنجال برانگيزى است؟ یادداشت اصلی
+
نوشته شده در یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
درگيري شديدي براي برگزاري جشن تولد وب لاگ ها در ميان برخي از وب لاگ نويسان به وجود آمده که بسيار زشت و آزاردهنده است و صدالبته واقعيتي است که از آن گريزي نيست. در اين زد و خوردهاي مجازي، مبداء وب لاگ هاي فارسي نيز زير سوال رفته و بر سر آن اختلاف نظرهاي حادي به وجود آمده است.
از نظر تاريخي همه چيز مشخص است. آقاي سلمان جريري اولين مطلب فارسي را در 16 شهريور 1380 در وب لاگ خود درج کرده و در اين هيچ ترديدي نيست. حسين درخشان هم همان طور که خود نوشته بي اطلاع از وب لاگ سلمان اولين پستش را چند روز بعد روي وب فرستاده.
حسين بعدها از احساسش در برخورد با وب لاگ ِ سلمان مي نويسد. مثل هميشه صريح و صادقانه هم مي نويسد: "من راستش اولش شاکي شدم و کمي لجم گرفت که يک نفر قبل از من اين کار را کرده (بالاخره هر کسي يک نقطه ضعفي داره ديگه!)، بعد ديدم که راست ميگويد و بهتر است واقعيت را قبول کنم! بنابراين فرداي همان روز نوشتم که سلمان اولين است و من تسليمم. پس بحثي در اين مورد نيست".... ادامه مطلب در مورد حسین درخشان
+
نوشته شده در یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
1 - همان جور كه علي تمدن عزيز گفت، بهتره اختلاف ها را كنار بگزاريم. حداقل براي اين مدت بعدش هر كي ناراحت بود بياد وسط و داد و بيداد كنه. من كه خدا را شكر با كسي مشل ندارم. در واقع اصلا قاطي آدم نيستم كه مشكل داشته باشم. اصلا اين جوري خيلي هم بهتره ولي هر كي از دست من ناراحته بگه كه من بيام يه ماچ آب دارش بكنم و از دلش در بيارم.
2 - بهتره يك سري از دوستان وبلاگ نويس كه خيلي پايه اند بيان و جميعن مديريت اين وبلاگ را در دست بگيرن و شروع به سازماندهي اين جشن بكنن. البته اينا بگم كه اصلا پيشنهاد نميكنم كه آدرس اين وبلاگ تغيير كنه چون تا همين حالا كلي اينطرف و اونطرف بهش لينك داده شده. مثلا از هر شهر يك يا چند نفر (دو، سه نفر) مسئول سازماندهي يك تجمع دوستانه با وبلاگ نوسان اون شهر بشن و 16 شهريور يك جا با هم جمع بشن و اون روز را يه جوري جشن بگيرن و خوش بگزرونن. تمامي اطلاعات اين مراسم هم از طريق همين وبلاگ به اطلاع همه برسه. البته حتما تاكيد ميكنم كه يك قسمت هم براي ثبت نام ايميل افراد هم درست بشه كه بتونن افراد آخرين اطلاعات را از طريق ايميل هم دريافت كنن.
اميدوارم امسال براي اولين بار بتونيم اين جريان را جشن بگيريم و از تمام عزيزاني كه باعث ترويج وبلاگ نويسي شدن تجليل به عمل بياد. مطلب در وبلاگ دست نویس
+
نوشته شده در یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
الان که هیچ توافقی برای یک روز واحد برای جشن سالانه وبلاگ حاصل نمیشه . نه 16 شهریور نه 14 آبان . روز وسط این دو تا یعنی 15 مهر رو به عنوان سالگرد بزرگداشت وبلاگ بگیریم . چون توی ماه مهره و احتمالا در ماه مهر مهر و محبت ها بیش از اینی که الان هست خواهد بود و اصولا اون رو به عنوان نمادی از مهر بین وبلاگ نویسا که باید اسوه مهر و صفا در جامعه باشند محسوب کنیم . ( البته حواسمون باشه با شعار مهرورزی دولت قاطی پاتی نشه . این مهرورزی با اون مهر ورزی خیلی فرق داره )در هر حال خیرالامور اوسطها امیدوارم حضور در این جشن به معنی همراهی با یه عده و مخالت با بقیه قلمداد نشه و ماجرای نامه بلاگرها تکرار نشه . وبلاگ مستور
+
نوشته شده در یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
پایان دور ایمیل نگاری در باب تعیین چگونگیِ برگزاریِ بزرگداشت!
+
نوشته شده در یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
آقای خالدیان این اولین باری نیست که تنها به قاضی می روید. من اما پاسخ شما را نداده بودم ولی دیدم اگر این بار هم بی پاسخ شما را رها کنم امر بر شما مشتبه می شود که "علی آباد هم دهی است"
حضرت آقا این وسط یکی خواست پایه های دوستی بنا کند، اگر جز دشمنی کار دیگری ازتان بر نمی آید می توانید حداقل مثل دیگران سکوت اختیار کنید و بجای لجن پراکنی و منفی بافی برای یک بار هم که شده حداقل اگر مثبت نمی توانید با این مساله برخورد کنید ملت را به حال خود رها کنید.
در باره لجن پراکنی های شما همان بهتر که شما را جدی نگیرم و به حال خود رها کنم تا با شمشیر چوبیتان در هوا به جنگ دشمن خیالی خود بپردازید. هرچه باشد شما هم دست پرورده .... و حکومت اش هستید. جهت شناخت شما کافی است به این دومطلب شما رجوع کرد دیگر نیازی به معرفی بیشتر نیست. برقرار و پاینده باشید / خسن آقا
http://noqte.com/blogs/blog.php?code=105 / http://noqte.com/blogs/blog.php?code=100
+
نوشته شده در یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
سلام به همهي دوستان عزيز
از ديشب تا كنون سايت جيميل باز نميشد و حالا كه باز كردم با انبوهي ايميل بهويژه درباره جشن تولد وبلاگ فارسي مواجه شدم.
از آنجا كه دوست عزيزمان جناب ناصر خالديان از بنده و دوست عزيز ديگر آقاي زهري انتقاد كرده بود پاسخي آماده كرده بودم تا در آرامش و با متانت به آن انتقاد پاسخ دهم تا فضا شفافتر شود. اما از آنجا كه فضا را تيره و تار يافتم و از آن سو گلهي دوستان را كه از مطرح شدن اين بحثها (كلاً بحثهاي جز جشن وبلاگهاي فارسي) را مشاهده كردم كه حتي برخي خواستار عدم ارسال ايميل براي آنها شده بودند تصميم گرفتم پاسخم را خصوصي براي ناصر ارسال كنم.
فروتنانه از تمامي دوستان خواهش ميكنم مناسبت بزرگداشت جشن تولد وبلاگهاي فارسي را به كام دوستان تلخ نكنند و جز درباره "جشن تولد وبلاگ فارسي" در اين ايميلها نكتهاي و سخني بيان نكنند چون هيچ كمكي به هماوايي و روشنشدن مسايل نخواهد كرد بنده هم خوشبختانه يا متاسفانه به افزودن و حذف آدرس ايميلها خيلي وارد نيستم چند نفري را كه ميدانستم از اين ليست حذف كردم بنابراين پيشاپيش از تمام كساني كه اين ايميل را بر خلاف خواست خود، دريافت ميكنند عذرخواهي ميكنم.
ارداتمند همهي دوستان
مسعود برجيان
+
نوشته شده در یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
با لحاظ کردن محتوای کامنت "بلاگر محترم" مجید زهری در این وبلاگ و در نظر گرفتن مخالفت اسد نویسنده وبلاگ بیلی و من با درج ایمیل های خودش، این وبلاگ به مدت ۴۸ ساعت به روز نشد و حقیر به جمع بندی نظرات دریافت شده در این مدت پرداختم که سوای کامنتهایی که در این وبلاگ قرار دارد، ایجاد وبلاگ ۱۷ بلاگر موافق با ایمیل و آدرس وبلاگ داشته است که از این میان دو نفر مایلند نامشان ذکر نشود و دیگران هم سخنی از ذکر نام به میان نیاورده اند. مع الوصف چنان چه نیاز باشد با هماهنگی، اسامی موافقین نیز درج خواهد شد. متن چند میل مانده که امشب در بلاگ پست خواهد شد. همچنین تا روز بزرگداشت ایجاد اولین وبلاگ پارسی، نظرات و نوشته های وبلاگ نویسان در این وبلاگ درج خواهد شد. در این راه لازم است کسی از دوستان در انتظار کشف مطلب از طرف من نباشد و اگر مطلبی نوشتند، زحمت کشیده لینک آن را کامنت بگذارند یا به آدرس من میل کنند تا نسبت به درج آن سریعا اقدام شود. اینکه سرنوشت مراسم به کجا بکشد، کماکان نا مشخص است و اما آنچه مسلم است آتش در میانه وبلاگستان زبانه میکشد!!
پ ن: دوستان لطف بفرمایند تمام هرز نگاری هایشان را در پیامگیر مرحوم این وبلاگ بنگارند، چنانچه نظر یا پیشنهادی دارید با لحاظ کردن حرمت عمومی و بدور از توهین و هتاکی به احدی، نگارش آن را توسط میل، اطلاع دهید تا در صفحه اصلی وبلاگ منتشر شود. و از آنجا که این وبلاگ بنوعی مربوط به مراسم وبلاگنویس ها میشود و عموما وبلاگ نویس صاحب یک وبلاگ هم هست. لذا به ایمیل های فاقد نام و نشان یا آدرس ترتیب اثر داده نخواهد شد.
+
نوشته شده در شنبه پنجم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
|
دوستانی که موافق یا مخالف با حذف این وبلاگ یا حذف متن ایمیل ها از آن هستند به این میل ریپلی بزنند و عنوان نمایند. لطفا.
البته در مورد کامنت مجید زهری بسیار حرف باقیست و انگیزه از ایجاد وبلاگ را نوشتم و هم اینکه در میل عنوان کردم. دیگر اینکه چه تعابیری جناب زهری از ساخت وبلاگ میکنند یا این مسئله چه ربطی به حذف کسی یا انتقام گیری یا تخریب دیگری دارد را ندانستم و در مورد کل ماجرا بعدا در وبلاگ صحبت میکنم.
بهرحال تا پیش از کامنت دوست عزیز، مجید زهری، تعداد مخالفین حرکت یک به چهارده بود (اعلام شده ها با نام) که آن یکی هم خود مجید بوده. هرزنگاری هم هست که همچنان مینگارد و البته که نیک میدانم کیست و فاصله بین ورود و رویت بیرق کشور دمکراتش با درج کامنتها همزمان بوده تا بحال،... بهرحال!
در نهایت بابت اینکه " حرف تو برایم اعتبار دارد" و با توجه به اینکه وجود این وبلاگ یک چیز شخصی دیگر نیست، لذا بدینویسله تا 24 یا 48 ساعت آینده بود و نبود وبلاگ یا میل ها را به رای دوستان و جمع بندی پیشنهاداتی که منبع نگارش مشخص دارند، وا میگذارم. همچنین در این زمان وبلاگ آپدیت نخواهد شد
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
|
این وبلاگ تنها جهت اطلاع رسانی بیشتر و دقیق تر به اهالی وبلاگستان پارسی ایجاد شده و میکوشد تا زمان برگزاری مراسم بزرگداشت زادروز ایجاد اولین وبلاگ پارسی " شانزدهم شهریورماه"، علاوه بر اطلاع رسانی و گرد آوری مطالب نوشته شده پیرامون این مراسم، بتواند جمعیتی از سایر بلاگرهایی که به هر علت در جریان کم و کیف برنامه نیستند را همراه با دوستان پیش قدم، نماید. همکاری تمامی وبلاگ نویسان ایرانی میتواند به باشکوه تر برگزار شدن مراسم کمک شایانی نماید. در این راه از همه دوستان دعوت به همراهی و همکاری میشود.
با احترام: سعید یارمحمّدی
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
|
با پوزش، لازم است اشاره کنم بابت لیست میل باکس من، میلی که ارسال کردم مجددا به همان آدرسهای قبلی فرستاده شد. در ضمن اگر دوستان تمایل دارند، فضایی در بلاگر میتوان ایجاد کرد و این وبلاگ را به آنجا منتقل و بشکل گروهی مدیریت کرد. این کار را من و هم خود شما نیز بسادگی میتوانیم انجام دهیم. درهرحال زمان چندانی برای پرداختن به وبلاگ مقدماتی یا اطلاع رسان یا هرچیز دیگر نیست و بهتر است به فکرنام دامین و راه اندازی وبلاگ دائمی و طراحی سایر برنامه ها و محتویات "وبلاگ بزرگداشت" بود. در این زمینه اعلام آمادگی نموده ام و هر کدام از دوستان هم که مایلند خب انجام دهند. مهم این است که حرکتی شده باشد. اگر هم در نهایت این مسئله " جشن تولد وبلاگها" با سردی روبرو شد و دیگر انگیزه ای برای ادامه یا پرداختن به آن نماند،...... خب این وبلاگ هم بماند. گفتم که! یادگار همان.
در ضمن این هم آخرین میل بنده بود. نظری داشته باشم در همان وبلاگ مطرح میکنم، شما نیز میتوانید چنین کنید و یا هرراه بهتری که پیشنهاد شود با آن تا حد امکان مشارکت خواهم نمود و امیدوارم حرکتی برازنده و در شان جامعه وبلاگ نویسان ایران شکل بگیرد که بتوان به آن مفتخر بود.
با احترام و آرزوی توفیق
یارمحمدی
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
دوستان عزیز
با توجه به اینکه خواننده همه ایمیلهای رد وبدل شده هستم حق خود می دانم که در باره شکل برخوردها اظهار نظر کنم و قضاوت در باره محتوای برخوردها را به طرفین دعوا واگذار کنم.
با توجه به اینکه هدف اکثر دوستان برگزاری جشن در وبلاگ شهر است به نظر من ایمیلهای حاوی گلایه و توهین و...بهتر است با خود شخص مورد نظر درمیان گذاشته شود وحق و خواست بقیه که خواهان برگزاری مراسمی برای بهبود اوضاع ارتباطات در وبلاگ شهر هستند ضایع نشود.من متوجه نمی شم که چرا دوستانی که هدفی در سر دارند و خواسته ای،به این راحتی هدف خود را ترک میکنند؟آیا ما می توانیم هدفمان را بدون انحراف به مسائل دیگر پی گیری بکنیم؟ ازنظر من ایجاد همگرایی های کاذب به این معنی که کسانی که خواهان ارتباط یا دیالوگ با هم نیستند را مجبور به ارتباط یا برقراری دیالوگ کردن کار واقع بینانه ای نیست.یک برنامه ای اعلام می شود و هدفی؛هر کس مایل بود می پیوندد و هیچکس اجباری به پیوستن ندارد.ضمن اینکه افراد باید بتوانند انتقاداتشان به دیگران را مطرح کنند ولی نه در مراسمی با هدفی بدون ارتباط با جریان نقد وانتقاد.انتقادات و برخوردهای شخصی در وبلاگهای افراد با آرامش و تامل پی گرفته می شود.چه خوب می شد اگر که مقام هر گفتار ورفتاری مشخص و تعریف شده می بود.دوستان اگر بدانند که هر ایمیل حاوی برخوردهای خشن یا توهین آمیز خراشی است بر جان مای خواننده، هرگز از اینگونه به رفتارهای انتقامی یا خشن روی نمی کنند.
بد نیست اگر که جواب ایمیل هایی که ما را آزار داده اند کمی دیرتر و با تامل و صبوری بیشتری داده شود.هر یک از دوستانی که هدف خودشان را جشن اعلام کرده و به آن باور دارند لطفا به ایمیل های حاوی بدون ارتباط با موضوع جشن وحتی آزار وتوهین در اینجا پاسخ ندهند.
با احترام و دوستی نی لبک
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
با سلام به همه دوستان. هدف از ایجاد آن وبلاگ این بود که مراسمی که حق مسلم همه بلاگرهاست و شایسته است همه بی پرده و شفاف درجریان باشند، و نظر همه دوستان هم بر این است، میرفت یا میرود بابت درگیری های عده معدودی از بلاگرها، سایرین را از پدید آمدن این تاریخ بسیار ارزشمند و بزرگداشت این اتفاق فرخنده، محروم کند ،. در ضمن دوستان میتوانند نوشته هایشان راهم بفرستند به آدرس من تا مستقیما درج شود. هرجای وب هم که یادداشتی نوشته شده لطف کنند و لینک دهند تا مطرح شود. بزودی و در بروز رسانی های بعدی، مطالب نوشته شده در وبلاگها گرد آوری میشود اما بعلت امکان تعدد این نوشته ها هرکس توانست لینکش را بفرستد تا درج کنم .ضمنا این کار را هرکدام از دوستان مایلند انجام دهند بفرمایند واگذار نمایم. بهرحال این سیستم "میل" برای پا گرفتن حرکت مناسب بود اما در مراحل بالاتر ناهماهنگی هایی پیش میاید خواه ناخواه. گمان کنم تمرکز برروی یک وبلاگ کار مناسبی باشد و بهتر بشود اطلاع رسانی کرد، بشرطی که دوستان جداگانه در وبلاگهایشان هم مطرح و سایرین را به نظردادن و همفکری ترغیب کنند. قدر مسلم آنچه بدیهی مینماید نیاز است پایگاهی دائمی ایجاد شود که معرف حرکت و پروژه باشد. ضمن اینکه مدیریت آن هم یقینا باید بعهده جمعی از بلاگرها باشد که میتوان آن هم به رای گذاشت. خلاصه هزاران کار میشود کرد و این مستلزم یک نگاه فارغ از مسائل و درگیری های شخصی به این حرکت است که به شخصه کوشیدم از ابتدا در هیچکدام دخالت نکنم. اما متاسفانه دوستانی سریعا عرصه را با عرصه انتقام کشی و تریبونی برای پرداختن به درگیری های خود بدل کردند، بگذریم و قصد ندارم وارد این مقوله شوم اما از آنجا که از چند نفر مورد سوال قرار گرفتم باید اشاره کنم ایمیلی که نقطه در آن به فحاشی یا فشار یا هرچیزی به دوستان " رضا شكرالهي، مهدي جامي، فرناز سيفي، حسن جعفري، علي قديمي و احتمالاً بسياري...... "اشاره کرده، هیچ ارتباطی به بهتان های نقطه به من ندارد و تنها جایی در این جنگ و جدل که نقطه خطاب به من چیزی نوشته با عنوان "شما هم بهتر است اگر شرم داريد كه فكر نكنم داشته باشيد " شروع میشود که خب پاسخش هم مجبور شدم بدهم اما تلاش کردم به این بسنده کنم که: پسته بی مغز چون لب وا کند رسوا شود"
ضمنا در به روز رسانی بعدی وبلاگ اطلاع رسان مناسبت، خواسته های مخالفین انجام خواهد شد. خوشبختانه کامنتم در خبرچین اثر کرد از آن گذشته جناب صائبی عزیز از عنوان آنتن برمیاید شما مخالف با ایجاد آن وبلاگ باشید. اگر چنین است و پیشنهاداتی دارید بفرمایید تا امشب اعمال شود. در هرحال امیدوارم خداوند همه را به راه راست هدایت نماید. جمیعا و لاتفرقوا
با احترام: یارمحمدی
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
سلام بر همه،
مثل اينکه ما براى «فصل کردن» آمده بوديم، خودمان هم خبر نداشتيم. دوستان عاجزانه خواهشمندم مسائل شخصى را مطرح نکنيد. من به دليل اينکه نميخواهم بيش از اين اسباب مزاحمت براى ديگر دوستان فراهم شود شخصاً وارد اين اختلاف ها نمى شوم، در عين اينکه آن مسائل هم اهميت دارد و تا اينجا در بعضى از آنها حرفى براى گفتن دارم و دوستان مطمئن باشند که اين جمع خودش به هر حال بر مبناى آنچه که اتفاق مى افتد قضاوت خود را خواهد کرد. البته قرار نيست قضاوتى در مورد «صلاحيت» يا «رد صلاحيت» اشخاص داشته باشيم. بگذريم. من خودم به شخصه از همه معذرتخواهى ميکنم. اسباب اين کدورت ها را بنده موجب شده و شرمسارم.
ديگر اينکه خواهشمندم که اصلاً از اين به بعد حالا که هر چه ما در اين ايميل ها مىنويسيم مستقيم و زنده روى آنتن مى رود، اى ميل ها و پيشنهادها را به همين وبلاگى که آقاى يار محمدى درست کرده بفرستيم. احتمالاً به ايشان ايميل بزنيم. اگر راه ديگرى هست ايشان از همين طريق اعلام بفرمايند. اگر دوستان احساس مى کنند که خداى نکرده پيشنهادشان يا نظرشان که مرتبط با موضوع هم هست در آن وبلاگ منعکس نمى شود به بنده جداگانه خبر بدهند.
بنده ديگر راجع به خود مطلب عرضى ندارم و پيشنهاد عليرضا تمدن مهربان را هم خواندم. بنده که خودم به شخصه موافق هستم که «روز تولد وبلاگهاى فارسى» و «روز گسترش وبلاگهاى فارسى» دو روز متفاوت هستند و حالا چه اشکال دارد؟ هر دو روز را جشن مىگيريم. دعوا نکنيم حالا، جشن هم به جاى خود. اين نظر شخصى بنده است. دوستان هم نظر خودشان را بيان بفرمايند. دعوا سر کرانه باخترى و نوار غزه نداريم که. مىخواهيم به همت همه دوستان مقدارى فضا را تلطيف کنيم و چه کار سختى هم هست.
اين آخرين ايميل بنده است و اگر مطلبى باشد به آن وبلاگ خواهم فرستاد. دوستانى که مى خواهند اسمشان در ليست نباشد، خواهشمندم که توجه کنند که قرار شده است که از فرستادن ايميل خوددارى کنيم و همه به وبلاگ جشن تولد وبلاگ پارسى و وبلاگ هاى خود برگرديم.
دو نکته در آخر: ايميل آقاى آشپزباشى را اصلاح کردم، با عرض پوزش از ايشان.
يک نکته آخر اينکه اگر در اين اصلاحات و تغيير و تحولات ايميلى نارسايى و سستى مشاهده کرده ايد، به بزرگوارى خودتان ببخشيد چون واقعاً بعضى وقتها بعضى از ايميل ها را حتى بنده هم دريافت نمى کردم!
شاد و سلامت باشيد و با امتنان فراوان از همه دوستان به خصوص آنها که حوصله کردند و اين بحث ها و حاشيه ها را تحمل کردند. خواهشمندم بحث هاى سازنده و مرتبط با موضوع را در وبلاگ ها ادامه بدهيد.
نکته آخر اينکه اين جناب ياهو هم ادا و اطوار در مىآورد و مى گويد آدرسها زيادند. بنده مجبور هستم که گيرندگان اين ايميل را به دو بخش تقسيم کنم. قرار شد که به وبلاگ ها برگرديم اما اگر کسى از دوستان عزيز مطلبى ضرورى براى بيان دارد، لطفاً به آخرين اى ميل آقاى خالديان براى دانستن آخرين آدرس ها مراجعه کنيد و بعد از اصلاح ايميل آقاى آشپزباشى، آن را بفرستيد، البته اگر در ياهو دچار مشکل نشويد. بنده اينروزها هم رييسم به دليل دير رفتن به سرکار از دستم شاکى شده است و هم عيال محترم. اجازه بفرماييد که ما را از محل کار و منزل هر دو با هم بيرون نيندازند که آنوقت بنده مجبورم در خيابان هوملس وار جشن بگيرم!
دوستدار همگى و ارادتمند،
پارسا
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
با سلام به همگي.
من گرفتار ترجمه هستم ولي از طرح حمايت ميكنم.
با عليرضا تمدن هم موافقم كه بهتره اختلافات رو كنار بگذاريم. ولي خب روش مطرح شده (مجيز نويسي براي طرف مقابل) همچين روش جالبي نيست ها...
در هر حال اميدوارم همه چيز رو به راه بشه و هركاري از دستم بربياد در خدمتم.
مخلص همه.
ساده تر از آب.
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
پسته بی مغز چون لب وا کند رسوا شود.
با نهایت احترام.
یارمحمدی
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
شما هم بهتر است اگر شرم داريد كه فكر نكنم داشته باشيد نگاهي به اهانتهاي ديوانهوار خود به من به خاطر يك لينك بيندازيد و در اين موقعيت اداي آدمها را درنياوريد. تو حتي اينقدر بيجنبهاي كه نخواستي به مجيد بگويي در مورد حذف آدرست اشتباه ميكند حتي نخواستي خودت ببيني! مايل نيستم با كودكان بيتربيتي مثل شما در هيچ موردي همكاري كنم چون تجربه ثابت كرد جنبه دوستي و همكاري نداري و براي هيچ كس احترام قائل نيستي. اين تقصير مجيد بود كه يادم انداخت تو هم هستي. كسي كه با هوچيگري و اهانت به ديگران ميخواهد خودش را مطرح كند ارزش توجه هم ندارد چه رسد به همفكري. مايل نيستم هيچ اسمي هم از من در وبلاگ كذايي تو يكي برده شود. تو به طور كلي وجود نداري. متوجهي دوست عزيز؟
***
پارساي عزيز لطفاً ايميل من را هم همراه دوستان ديگري كه گفتند از اين ليست حذف كنيد. اگر با افراد ارزشمندي اختلافي داشتم حل ميكردم ولي متاسفانه مايل نيستم در جمعي باشم كه يك بچهي دروغگو و فاقد فرهنگ و تربيت كه حتي براي نام مادر خودش هم احترام قائل نيست و آن را با بوق و كرنا به خاطر يك لينك در وبلاگها پخش ميكند همكاري يا همفكري داشته باشم.
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
با سلام. شایسته است از همینجا به بعد داستان ادامه نیابد و دوستان بازگردند به کار اصلی خود. لطفا با بیشتر ادامه دادن مطالب نامربوط به مراسم، اوضاع را تاسف بار تر از این که شده نکنید. لطف کنید و برجمع منت گذاشته به آنچه وظیفه تان است عمل کنید. نگاهی به اولین نوشته تان بیندازید و نحوه ورودتان به ماجرا..... بعد اجازه بدهید آخرین میل های جناب صائبی و تمدن گرامی تاثیر آرامش بخش خود را بگذراند. امیدوارم که من هم بتوانم تا نهایت، تنها در محدوده موضوع صحبت کنم و آش را از این که شده بیشتر هم نزنم.
با احترام : یارمحمدی
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
سلام
لطفن برای من دیگر ایمیل نفرستید. ممنون می شم اسمم را از لیست بردارید.
با احترام برای همه
پرستو
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
پارسا و عليرضا تمدن عزيز
خطابم در اين پاسخ به شماست و اميدوارم دوستان ديگر ببخشند كه اين مطلب را در جمع مطرح كردم چون بهتاني كه آقاي مجيد زهري در اين مورد در جمع مطرح كرد لازم است در جمع مطرح كنم. اگر بقيه دوستان مايل به خواندنش نيستند ميتوانند آن را حذف كنند.
من منكر صداقت و بيريايي شما دوستان عزيز در اين مورد نيستم. از شما هم انتقاد كرده و شما نيز از من انتقاد كردهايد ولي هيچ وقت به يكديگر افترا نزدهايم به همين خاطر دوستيمان همچنان محفوظ است. ولي از آقاي زهري بپرسيد برخلاف صحبت و سفسطهاش كه آي الان وقت اين كارها و گلهها نيست بپرسيد خب مرد حسابي در ايميلي كه خودت نوشته بودي وقت مطرح كردن حذف ايميل اين و آن بود!؟ آن هم با اين روش بچهگانه براي تخريب من!؟ اين جز عدم صداقت چه ميتواند باشد؟
كما اين كه من در مورد موضوع و مرتبط به اين قضيه نوشته بودم و توقع پاسخ درست داشتم و اگر مساله گلهي وبلاگي و حذف و برداشتن بود مثلاً ميگفتم برخي از دوستان خبرچين گله دارند كه چرا برخي از لينكها مثل مثلث برمودا ناپديد ميشود؟
مجيد با همين سفسطه مينويسد كه من به ايشان تهمت زدهام (قضيه برعكس شد!) ايشان كه ميگويند فرق ناسزاگويي با ركگويي را بايد به من تفهيم كنند انصاف بدهيد: فرض كنيم حسين درخشان قاتل و جاني است در آخرين پست خود چرا وارد حريم مسائل شخصي وي در مورد پدر و همسر وي شدهاند در حالي كه اين همه نقد كه همهي ما نوشته بوديم به خانواده او اهانت نكردهايم. آيا من فرق ناسزاگويي با نقد را نميدانم يا شما!؟
متاسفانه مشكل مجيد كه فطرتاً خوب مينويسد و اهل ادب و فرهنگ است، اين است كه عصبي و به مصداق ميزدگي دچار «نتزدگي»! شده و شايد به خاطر آنلاين بودن زياد باشد. تئوري توطئه و خيالبافي و يارگيري (حالا هر بچهاي ميخواهد باشد) و تخريب ديگران با چشمان بسته و حتي تخريب كساني مثل من كه همه ميدانيد همديگر را دوست خود خطاب ميكرديم. در حالي كه ميتوانست در مورد آن موضوع درستتر بنويسد مگر نه؟
عليرضاي عزيز من كينهاي از كسي به دل ندارم. چون كينههاي مجازي هم خودش مجازي و مسخره هست. به طور كلي برخلاف نظر برخيها بعد از اين درگيريها نوشتهها را ميخوانم و به اين نوع درگيريها و هيسترياهاي وبلاگي ميخندم و هرگز اين چيزها را جدي نميگيرم. معناي واژهها و احساس آدمهاي پشت آن و منظورشان را تا حدودي ميفهمم و آن را نقد ميكنم. و اگر نخواهم به دوستي با كسي ادامه بدهم او را چنان از ذهنم ميرانم كه گويي هرگز وجود نداشته است. ميگويي در مورد خبرچين بنويسم. من براي خبرچين و ديگران كم نكردهام. لازم به يادآوري نيست.
در ايميليهايي كه رد و بدل شده بارها ايميل ديگران حذف و اضافه شده و من نه علاقهاي به دخالت در آن داشتهام و نه از اين تئوري توطئههاي مجيدوار خوشم ميآيد. حتي اگر اشتباه بوده مجيد زهري اعتراف نميكند كه اشتباه كرده. جالب است كه خود شما هم بررسي نكرديد تا اين اشتباه او را به او و ديگران يادآور شويد و فقط ناظر اين جدل بوديد!
اين اختلافات به دليل گونانگون بودن ذات آدمها طبيعي است اما حركتي جمعي به نام جشن وبلاگها يك يگانگي و همصدايي ميخواهد. نقد من در مورد اين مسائل است. كساني كه تازه شروع به وبلاگنويسي ميكنند فكر ميكنند مثلاً سر چه ارث و ميراثي زهري و خالديان و ديگران با هم جدل ميكنند!؟ اين است كه اين جمع معدود همانطور كه عليرضا گفته اول اختلافات مجازي و پدركشتگيهاي ديجيتال را با هم حل كنند بعد الگوي ديگران شوند.
ما قبله و مركز عالم نيستيم و ماهيت اينترنت ايجاب ميكند كه همهي ما در ديدگاهي برابر و همسان يك وبلاگنويس باشيم و نه بيشتر. وبلاگنويسان ديگر به تعداد زياد هستند كه بايد اول آنها را نيز در اين قضيه دخيل و سهيم كرد تا احساس نكنند جشن سالگرد برخي از وبلاگهاست. بعد هم بالاخره اين قضيهي شهريور و آبان را طوري حل كنيد و يكي كوتاه بيايد تا برنامهريزي تبليغاتي همهجانبهاي براي آن داشته باشيم. در آن صورت من هم به عنوان برادر و دوست كوچك شما بيهيچ منتي در كنارتان هستم.
. آدرس بعضي از ايميلها نيز ظاهراً اشتباه است. لطفاً آن را تصحيح كنيد
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
علیرضای عزیز پیشنهاد جالبی دادی. اما من شخصا معتقدم باید گفت: " ناصرو ولش، حسین رو بچسب. " بزودی در ابن مورد خواهم نوشت.بهرحال در اینکه جدیدا آقای درخشان دید بازتر و کارشناسانه تری نسبت به اوضاع ایران پیدا کرده شکی نیست.
اینهم چون به رفع کدورت اشاره شد. اگرنه من اصولا کدورت از کسانی بدل میگیرم که رویتشان کنم.
ضمنا در نظر گرفتن یک روز واحد بهتر است و استاندارد تر. در مورد درج ایمیل ها در وبلاگ، گمان کنم نگفته ای نداشته باشد این مکاتبات و بهتر است در همانجا بماند مع الوصف اگر مخالفتی هست کماکان ابراز شود تا به یک جمع بندی برسم. تا این لحظه ایجاد وبلاگ 14 موافق و یک مخالف داشته، بعلاوه یک هرز نویس در وبلاگ که مخالف بوده. بهرحال آرزوی توفیق.
دوستان گرامی آقایان بلوچ متن شما بدست من نرسیده بود که اضافه کردم. همینطور جناب نی لبک، خیر نوشته اولیه شما را ندیدم و اولین نوشته ای که دیدم پیشنهاد نام بود. لطفا ارسال کنید، متشکرم.
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
دوستان تصميم دارند شانزدهم شهريور، روزی که سلمان حريری اولين پست خود را در وبلاگش منتشر کرد به عنوان مبدا تولد وبلاگ فارسی جشن بگيرند. سعيد يارمحمدی عزيز لطف کرده و وبلاگی برای اين منظور طراحی کرده. در اين وبلاگ می توانيد ايميل های رد و بدل شده بين دوستان وبلاگ نويسی را که در تدارک سور و سات اين جنگ (ببخشيد جشن) هستند بخوانيد.
متاسفانه اختلافات وبلاگ نويسان که اغلب ريشه در مشکلات شخصی بسيار کوچک دارد در طی چند هفته گذشته به اوج خودش رسيد. اين موضوع امکان همکاری برای کار جمعی و به جای گذاشتن يک اثر ماندگار در سالگرد وبلاگ های فارسی را تا حد زيادی مشکل و غير قابل دسترس کرده. به نظر من و بسياری از دوستان ديگر تنها راه عبور از اين بحران پشنهاد يک آشتی همگانی در بين وبلاگ نويسان است. بنابر اين از همه دوستانی که به هر دليل دلخوری و کينه ای نسبت به يکديگر دارند تمنا می کنم نا مهربانی ها، کنايه ها، تندی ها و حتی ناسزاگويی ها و تهمت های گذشته را نسبت به هم فراموش کنند. از گذشت ها در گذريم و با هم سرمشقی شويم برای آينده. برای آنها که بعد از ما می آيند. بيائيد الگوی رفتاری ممتازی شويم برای جامعه بحران زده و سرشار از عقده و کينه مان.
پشنهاد من برای رسيدن به اين تفاهم چيست؟
دوستانی که از هم دلخوری دارند و تا به امروز آشکار يا پنهان، در لفافه يا شفاف، با هجو و هذل و شعر و يا به جد و با دليل و برهان يکديگر را می کوبيدند، بيايند و يکبار ديگر فردا درباره هم بنويسند. ولی اين بار پيش از نوشتن خوب فکر کنند و به جای تکيه بر نکات منفی شخصيت طرف مقابل داشته های مثبت او را ببينند و در نوشتشان با تکيه بر اين مثبت ها، از طرف مقابل به نيکی ياد کنند.
مصداق می آورم: سعيد جان می دانی که اگر بخواهی از نکات مثبت کار ناصر بنويسی به قدر يک کتاب جا برای کار هست. پس همين فردا دست به کار بشو. ناصر جان الان که عصبانيتت رفع شده می دانم که تو هم به زحماتی که مجيد برای وبلاگستان کشيده معترفی. کافيست دو خط در وصف خبرچين بنويسی. مجيد عزيز ديدم حسين همين امروز به يکی از مطالب تو لينک داده، شايد بد نباشد اگر فردا تو در چند کلمه از انچه که او برای گسترش وبلاگ های فارسی کرده تقدير کنی. حسين جان بيا و فردا از سنفونی مردگان، شاهکار عباس معروفی بنويس و از او تجليل کن. و ايضا باقی دوستان
باور کنيد اين کار بهترين راه رفع کدورت ها در اين دنيای مجازی است. به قول امام همه با هم. بيائيد همه با هم گذشته را فراموش کنيم و فردا از هم به نيکی ياد کنيم حتی شده با يک لينک و يک نوشته دو خطی.
يک پشنهاد ديگر:
شانزدهم شهريور روز تولد اولين وبلاگ فارسی است و چهاردهم آبان روزی است که حسين با انتشار راهنمای "چطور يک وبلاگ بنويسيم" زمينه را برای گسترش پديده وبلاگ در بين فارسی زبانان فراهم کرد. به نظر من می توانيم هر دوی اين روز ها را جشن بگيريم و به عنوان روز وبلاگ گرامی بداريم. مثلا می توانيم اولی را روز تولد وبلاگ فارسی بناميم و دومی را روز شکوفايی وبلاگ فارسی يا يک نام ديگر و برای هر يک از اين دو روز برنامه هايی در نظر بگيريم و اجرا کنيم.
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
سلام
وبلاگی با نام جشن تولد وبلاگ پارسی و با این پست ابتدایی در فضای بلاگفا ایجاد شده.:
اطلاع رسانی از مراسم بزرگداشت
زادروز تولد اولین وبلاگ پارسی"
این وبلاگ تنها جهت اطلاع رسانی بیشتر و دقیق تر به اهالی وبلاگستان پارسی ایجاد شده و میکوشد تا زمان برگزاری مراسم بزرگداشت زادروز ایجاد اولین وبلاگ پارسی " شانزدهم شهریورماه"، علاوه بر اطلاع رسانی و گرد آوری مطالب نوشته شده پیرامون این مراسم، بتواند جمعیتی از سایر بلاگرهایی که به هر علت در جریان کم و کیف برنامه نیستند را همراه با دوستانِ پیش قدم، نماید. همکاری تمامی وبلاگ نویسان ایرانی میتواند به باشکوه تر برگزار شدن مراسم "کمک شایانی نماید. در این راه از همه دوستان دعوت به همراهی و همکاری میشود.
همچنین لینک وبلاگ به آدرس هــای متعددی
در حال ارسال است. در صورتی که دوســتان مایلند این وبلاگ بتواند بعنوان وبلاگ مقدماتی و اطلاع رسان تحولات مربوط به برنامه اصلی ، رل موثر و مثبتی بازی کند، پس بسم الله و کار را به سرانجامی برسانید. در غیر اینصورت بگذار این وبلاگ هم چون کارنامه زشتی، بر صفحات وبلاگستان پارسی افزوده شود.، باشد که آیندگان با این وبلاگ ، مشق کار جمعی یا همان واژه دستمالی شده " تمرین دمکراسی" کنند
در ضمن تعداد زیادی آدرس ایمیل هست
که ماندم ببینم این همدرگیری آیا به سمتی که باید میرود یا نه وقــاعدتا باید هرکس تا جایی که میتواند در اضافه کردن آدرس های بلاگرهای دیگر به لیست تلاش کند. / همچنین یک طراح برجسته " نویسنده وبلاگ ارداویراف" هم در اسامی تازه هست که اگر مراسمی بود و وبلاگ یاد بودی بود، اگر تقبل زحمت کنند و قالب را طراحی کنند که خب چه از این بهتر./ در آخر، نفهمیدم چرا با این که در تمامی میل هایی که فرستادم آدرس میلی بنام دنیا را وارد کردم، در بازگشتِ همان نامه، آدرس حذف شده بود! راستی خودی غیر خودی، کهنه کار و تازه کار هست اینجا؟ بهرحال امیدوارم دوستانی که جدیدا به لیست اضافه شده اند، دچار حذف آدرس نشده و نیز، حرفی برای گفتن داشته باشند.
با نهایت احترام برای تمامی
دوستان.
یارمحمدی
پ ن:اگر همفکری ایمیلی ادامه دارد،
لطفا به این میل ریپلی بزنید که هم آدرسهای بیشتری دارد و هم فعلا خلوت است. میل قبلی بسیار سنگین و برای خطوط عادی در اکانت جی میل زمان صرف گشودن آن میشود. مضاف براین که محتویات مکاتبات قبلی، اکثرا در آدرس این وبلاگ وجود دارد.
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
سلام بر همه دوستان،
ابتدا چند نکته حاشيهاى:
الف) مجيد زهرى عزيز لطف کرده اند و نام ناصر عزيز را به ليست اضافه کرده اند. توضيح اينکه بنده قبلاً و از اول اينکار را کرده بودم و اگر به اولين ايميل مراجعه بشود نام آقاى خالديان در ليست اوليه بنده هست.
ب) راجع به خود ليستى که بنده حقير تهيه کرده بودم، اجازه بدهيد که يک پوزش بزرگ بابت همه ناهماهنگى ها و بى دقتى ها خدمت همه دوستان بدهکارم. جداً عذرخواهى مىکنم. اينها را ناشى از عجله ببينيد و البته جاى خيلى از دوستان در اين ليست خالى است. حقير تنها قصد آن داشتم که طيفى از دوستانى که به هر صورت امکان همکارى کردنشان بيشتر بود دعوت کرده و سپس برنامه اى که در ذهن داشتم اين بود که اگر جمع در مورد اضافه کردن ساير دوستان هر نظرى داشت همان انجام شود. خواهشمندم روى جزييات و تک تک نفرات اين ليست اوليه حساسيت به خرج ندهيد.
ج) مطمئن باشيد که هيچگونه هماهنگى پشت صحنهاى و ايما و اشاره در تهيه اين ليست دخيل نبوده و همانطور که عرض شد بيشتر قصد اين بود که از يک نقطه به هر حال شروع بايد کرد. واقعاً جاى خيلى از دوستان و عزيزان و وبلاگنويسان ديگر اينجا خالى بوده و هست. در همين راستا اگر کسى اسامى دوستان ديگرى را به اين جمع اضافه مى کند، لطفاً به همه دوستان اعلام کند، اضافه کردن اسامى وبلاگنويسان عزيز به اين جمع هيچ مانعى ندارد.
د) با عرض پوزش از همه دوستان خواهشمندم که صبر و تحمل بفرمايند (هر چند که على رغم ميل باطنى خودم مجبورم که نام دوستانى را که مايل به دريافت اين ايميل ها نيستند به درخواست خودشان و با توجه به ايجاد شدن مزاحمت براى اين دوستان، از ليست حذف کنم) اما از دوستان واقعاً خواهشمندم که به جهت دستور حذف نامشان از ليست مقدارى حوصله کنند و بعد بفرستند. بنده هم گردنم از مو باريکتر. در همين راستا با کمال تاسف براى خود و اين جمع مجبور هستم به درخواست مکرر هاله عزيز، نام ايشان را از ليست حذف کنم. البته ايشان هم لطف کردهاند و قول همکارى دادهاند.
ه) سهواً قضيه کم شدن اسامى از ليست توسط بنده بوده! آخ آخ خيلى معذرت. موضوع از اين قرار بوده که من به اضافه شدن اسامى توسط بعضى از دوستان توجه نکردم و سهواً به يکى از ايميل هايى جواب دادم که اسامى جديد را نداشته است. ناشىگرى کردم. جداً معذرت. اين را همين الان که داشتم مطلب را آماده مى کردم، چک کردم و متوجه شدم. شوت! حساسيتها بالا است و آدم ناشى هم شده ميداندار. خدا به خير بگذرونه. تا يک «مهرورزى» اساسى از ته اين قضيه در نياد نمىشه! قول مى دهم که اين آخرين شيرينکارى بنده باشه.
ز) بنده انتقادهايى که به عملکرد شخصى بنده به طور کلى بود به گوش جان شنيدم و باز هم مى شنوم و از دوستان سپاسگزارم.
اما موضوع اصلى:
دوستان عزيز، نظرات، گلايهها و انتقادات را شنيديم. واقعاً تا آنجايى که بنده به خاطر دارم هيچگاه فرصتى پيش نيامده بود که چند تن از دوستان و وبلاگ نويسان محترم صاف و رک و پوست کنده با هم به طور مکتوب حرفهايشان را بزنند. اين خودش چيز بدى نيست. همه عزيزان صبر و حوصله کرديد و با مشارکت خيلى از دوستان عزيز، ديديم که مى شود حرف هاى دلمان را زد. اين جاى قدردانى از همه دوستان دارد.
در اين بين خواهشمندم که دوستان عزيز، رعايت بفرمايند و سعى کنند در آرامش بنويسند. اين عجله در نوشتن بلاى جاى همه ما شده، بنده هم از همه بدتر. عصبى نويسى که باز به جاى خودش، اما خواهشمندم که مسائل جانبى و گلايه را عمده نکنيم. از همه تقاضامندم که مسائل شخصى و گروهى را مطرح نکنند. همه اينها باز حاشيه شد، بروم سراغ اصل مطلب که سعى مى کنم آن را در کمترين حاشيه و مختصر و مفيد بنويسم:
بنده هيچ کاره اى نيستم، مطمئن باشيد که ماموريتى هم از هيچ جا ندارم. اين حرف خود را هم البته نمىتوانم ثابت کنم. گفتيم شايد جامعه وبلاگدارها و وبلاگنويسان بخواهند بيشتر به هم نزديک شوند. متولى خاصى هم نمى خواستيم داشته باشد. پيشنهادى شد و بعضى از دوستان استقبال کردند، عده بيشترى نيز استقبال نکردند. حرفى نيست. هر روزى که قرار باشد جشن و پايکوبى باشد، همان روز بنده را خبر کنيد با کمال ميل در خدمت هستم. باور کنيد که جدى عرض مى کنم. لينکى مى دهم و چرند و پرندى از زبان دشمن شناس جارى مى کنم و باز خودم را کنار مى کشم. کنار کشيدن که کارى ندارد دوستان. براى بنده که مىدانيد کنار کشيدن کارى ندارد. بارها از همه جا کنار کشيده ام و بر تصميم خود هم مصر بوده ام بارها هم به کل خداحافظى کرده ام. اما آخرش چه؟
باز هم تاکيد مى کنيم که قصد کوبيدن شخص خاصى نبوده است. بنده فقط يک نکته اشاره مى کنم. پارسال در اوج شکوفايى وبلاگستان اوضاع خيلى خوب بود. دوستىها خيلى بيشتر و باصفاتر بود، بدگمانى نبود، دشمنى بود ولى خيلى کمتر بود. بحث هاى سازنده خيلى بيشتر بود. نقد ها منصفانهتر بود. شادى و شادابى خيلى بيشتر بود. يک سال گذشت اين روزها همه يا داريم اشک مىريزيم يا به گوشهاى رفتهايم يا به همه بدگمان شدهايم و داريم داد ميزنيم هر چه فرياد داريم سر ديگرى مى کشيم. همه دنبال دشمن مى گرديم. کسى هم که ندارد مثل بنده، دنبال تراشيدن دشمن مى گردد. اين دشمن و دشمن بازى و دشمن شناسى آفت جانمان شده است. امروز حرف زدن از شادى و جشن موجب ملامت و سرزنش مى شود چنان که شد. سوال بنده اين است که چرا؟ آيا سال گذشته هم اگر حرف از شادى اگر کسى ميزد مورد سرزنش و تمسخر قرا مى گرفت؟ چرا اينطور شده اوضاع وبلاگشهر؟ چرا راحت و بى غل و غش از همديگر عذرخواهى نمى کنيم وقتى همديگر را مىرنجانيم؟ چرا انقدر با همديگر ور مىرويم؟ چرا انقدر به هم جوابيه تند مى دهيم؟ در صدر اين ليست خود بنده. آخر مگر مرض دارى پارسا چرا مثل يک آدم حرفت را نمى زنى؟ چرا انتقادت از حسين درخشان با انتقام همراه ميشود؟ چرا همانطورى که در محل کار هستى اينجا نيستى؟ چرا محترمانه برخورد نمىکنى؟ من که خودم جوابى ندارم واقعاً. اما سوال من اين است که چه بايد کرد؟ بياييد به فکر چاره باشيم و يک تصميم و عزم همگانى داشته باشيم. به هر حال بنده هم يکى مثل شما. صاحب يک راى. سلوشن شما چيست؟ بفرماييد چکار کنيم همان کار را انجام مى دهيم.
سلامت و شادى همه عزيزان و رسيدن به موفقيتهاى بيشتر را در زندگى خواهانم.
دوستدار،
پارسا
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
با درود به همه دوستان
همانطور که می دانید در یک حرکت جمعی اختلاف و سئوال وجود دارد، همیشه نحوه ی مطرح کردن آنها ویا نحوه ی برخورد با آن نوع مطرح کردنهاست که اختلاف را عمیق می کند. نباید زیاد سخت گرفت. به پیشنهاد دوستی می خواهیم جشنی بگیریم که خودش حرکتی است و الا کیست که نداند ابرها جای رقصیدن نیستند. حالا، با این حرکت یک عده موافقند یک عده مخالف . با موافقها کار نداریم. مخالف ها (حتی آنهایی که ما فکر می کنیم همیشه مخالفند) دو دسته می شوند یک دسته که می گویند نیستیم چون گرفتاریم یا نیستیم چون این مسخره بازی است. خوب این ها نظرشان با ما متفاوت است و محترم. آن دسته از دوستانی که مخالفند چون برایشان فلان ابهام یا سئوال مطرح است یا از برخوردهای خاصی می ترسند یا گله دارند باید ببینیم که آیا آن ابهام یا سئوالشان با ما ربط پیدا می کند یا نه و یا اصولاً روشی است که آن دوست برای نه گفتن مؤدبانه به یک درخواست به کار برده. اگر با ما ربط پیدا می کرد باید اقدام کنیم تا ابهام، سئوال و یا ترس آن دوستانمان از بین برود و همراهمان بشود. خیلی چیزها در دست ما نیست و حلش به این راحتی که ما آرزو می کنیم نیست...
اما در مورد جشن، پیشنهاد من این است که در مورد روزش توافق کنیم و سپس هر کس به سلیقه خودش در وبلاگش کاری، مطلبی، طرحی، راه اندازی کند. این ایمیلها هم می تواند تا آن روز ادامه داشته باشد تا هر کس به طرحی می رسد و می خواهد در وبلاگش انجام دهد دیگران را خبر کند تا آنها هم ایده بگیرند یا در هیجان دیدن آن طرح انتظار بکشند. مثلاً آقای مجید زهری که امیدوارم از خیر خداحافظی اش بگذرد همان مصاحبه اش را با سلمان بکند. بنده نوشته های نگاهی به وبلاگها را که از این هفته شروع می کنم انجام بدهم. ممکن است یکی یک فلش درست کند و یکی هم بخواهد مصاحبه ای با حسین درخشان انجام بدهد. مخالفین هم همان روز میتوانند پستی در مخالفت و یا مسخره کردن این حرکت بنویسند چه اشکال دارد ما که نمیخواهیم یونیفرم متحدالشکل بپوشیم.
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
دوست عزیز آقای صائبی
بسیار خوشحالم که درجریان این حرکت زیبا و مولد مهر و دوستی وبلاگ شهر قرار می گیرم.جشن تولد برای وبلاگ شهر در نظر من می تواند پایه ریزی برای پذیرش موجودیت هر بلاگری صرفنظر از مواضع متفاوت وی با ما باشد.شبکه عمومی مهر انسانی فارغ از مرزبندیهای موجود در جغرافیای تفاوتها، باید که مثل ساقه نیلوفر به زندگی اجتماعی ما بپیچد و ما را آماده فراتر رفتن از بدیهیات پایه ای حیات جمعی بکند.همین ساقه رونده و معطر است که ما را ناچار از گوش فرا دادن به مخالف مان و همچنین انعطاف پذیری و تجدید نظرمیکند.مواضع و ایده ها و آرای ما یکبار برای همیشه نیستند،که به واسطه آنها در پذیرش موجودیت دیگرانی که متفاوت از مایند تردید کنیم.همچون شهروندان یک دولت که اصل همزیستی مسالمت آمیز با یکدیگر را پذیرفته اند و بر اساس آن حیات مدنی و اجتماعی شان را پیش می برند .چراهمیشه باید به موقع رنج و فلاکت همدیگر را پیدا کنیم؟چرا سخت مان می آید که با هم شاد باشیم ؟ فضای پر تنش وبلاگ شهر در چند ماه اخیر همه را خسته و نیازمند شادی کرده است.حس عمیق شادی و لذت زمانی به سراغم می آید که که بتوانم در عرصه عمومی و با دیگران آن را تجربه کنم و سهیم بشوم.
راستی دوست عزیزمان نقش خیال(آقای زندی) دو تا ایمیل فرستاده اند که محتوای آنها وادبیات به کار گرفته شان با هم نمی خواند.محض اطلاع از ایشان می پرسم که آیا هر دو ایمیل را خودشان فرستاده اند یا خیر؟
با احترام
نی لبک از صعود برهنه
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
|
دوستان عزيز اگر جشن- يا جشنواره؟- است- که هست -بهتر است همه کدورت ها را به کناري بگذاريم و نقد- البته منصفانه- يکديگر را به زمانه مناسبتري موکول کنيم . به نظر من اكنون بهترين فرصت براي باز شناسي و آسيب شناسي نهال بي رمق بلاگستان فراهم شده که بايد به بهترين نحوي از آن استفاده کرد .
من از حسين درخشان هم - که نقش بسيار جدي او در رشد و توسعه اين فضا ابدن قابل انکار نيست - ميخواهم در اين مورد با بقيه مشارکت كند و جا دارد بگويم به نظر من بسياري از حملاتي که به حسين در اين روز ها ميشود غيره منصفانه و يک جانبه است و در اين مورد در وبلاگم خواهم نوشت.
ارادتمند همگي
حميد رضا زندي.
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
سلام دوست عزیز فرهنگ
نیلوفر بیان را پیشنهاد کردم از این جهت که ویژگی نیلوفر پیچیدن سریع به پیکره درختان و شاخه های قویتر از خود است.و حیات نیلوفر به وجود شاخه ها وتنه های درختان و بوته های دیگر است.اگر ما بخواهیم و اراده کنیم نیلوفر بیان در جان همگی ما(وبلاگ شهر )خواهد پیچید وگرنه...؟! برای اینکه نفس بیان در جان همگی ما(وبلاگ شهر) بپیچد ؛هم خودمان را بیان کنیم و هم به دیگران اجازه بیان خوشان را بدهیم.رویش و پیچش نیلوفر هم زیباست و هم فراگیر.
اراتمند نی لبک.
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
من همین الان در جریان ماجرا قرار گرفتم. وقتی که دیدم آقای مجید زهری ازفرصتی که من در صبحانه برایش یجاد کردهام استفاده کرده و به نوشتهای
پر از حملههای شخصی دشمنانه به من در وبلاگش لینک داده و بعد هم کامنتهای خوانندگان را بسته است. آن کنار دیدم که نوشته «عدهای» دارند جشن وبلاگ میگیرند.
سالگرد وبلاگهای فارسی ۱۴ آبان است و تا حالا هم همه در این سه سال این روز را بطور سمبولیک روز وبلاگستان ایرانی دانستهاند. ۱۴ آبان ربطی به من یا هیچ کس دیگر ندارد که میخواهید بخاطر دشمنی شخصی با من آن را به هفتم سپتامبر تغییر دهید. فکر میکنید مردم این را نمیفهمند که دلیل
اصلی این کار چه بوده است؟
- حسین درخشان
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
سلام
شوربختانه آقای ناصر خالدیان فرق اساسی "رکگویی" را با "ناسزاگویی" و اتهامزنی نمیدانند و به من حق بدهید که در فضای تنگ ایمیل نتوانم این فرق بنیادی را به ایشان تفهیم کنم
از اینکه مایهی تکدّر خاطر دوستان از خواندن این ایمیلها ایجاد شده به نوبهی خودم اظهار تاسف میکنم و امیدورام که برخوردها منطقیتر شود. خودم نیز اهل این جار و جنجالها نیستم و از ادامهی این کار جمعی از پیشگاه شما بزرگواران معافیت میطلبم
برای همگی آرزوی موفقیت میکنم و کارهایتان را مشتاقانه پی میگیرم
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
مجيد عزيز!
نميدانم چه اصراري بر دو به هم زني موذيانه براي اثبات ريشسفيدي و حكيم بودن خود داريد! من ايميل كسي را حذف نكردم و آن را از روي آخرين ايميلي كه عليرضا تمدن فرستاده بود فوروارد كردم و تا الان هم به اسامي توجهي نكرده بودم و نميدانم دقيقاً براي چه كساني فرستاده شده! همانطور كه الان اين را از روي آخرين ايميل شما فورارود ميكنم و نميدانم چه كساني ميخوانند (اگر دوستان آخرين ايميل عليرضا تمدن را مشاهده نمايند متوجه اين دو بههمزني مجيد زهري خواهند شد!) برايتان متاسفم. در ثاني فكر نكنم در عمرم از كسي ترسيده باشم و يا موذيبازي در بياورم چه رسد به حذف اسامي مجازي اين و آن كه برايم هيچ ارزشي ندارد. من بسيار رك و صريح و قاطع و رودررو حرف ميزنم و به همان اندازه هم صداقت دارم. ببخشيد كه از اين نوع دوبههمزنيها و حيلهها و حذف نام اين و آن و پشت پرده و درگوشي نميدانم. وقتي از كسي انتقادي ميكنم حتي اگر دوست صميميام باشد رودرو و قاطعانه به او ميگويم و از آبكش بودن و سخنچيني بيزارم. بعد هم نميدانم من با «فرهنگ» مشكلي ندارم و اتفاقاً او را دوستي بسيار بااخلاق و آگاه ميدانم. يعني چه كه اسم او را حذف كرده باشم؟ و به من چه كه اسم كسي را حذف كنم؟
در مورد حسين درخشان هم هر چه نگاه كردم ديدم اكثر كساني كه دوستان من هستند و عليه او مقاله نوشتهاند در ليست هستند. گفتم شايد حالا كه شما جشن ميگيريد من چرا اسم او يا كسان ديگر را به ليست اضافه كنم و مانند تحميل بشود. شما خودتان بايد بدانيد و درك كنيد كه شكر درك كرديد. ضمن اين كه كاش به خيليهاي ديگر خبر ميداديد. همان طور نيز كه گفته بودم مساله دلسرد كردن ديگران نبود. همين نوع بحثها و همين نمونه كوچك خودش مشخص ميكند كه ما گاهي براي چيزهاي مجازي تا چه اندازه ميتوانيم خودمان را خوب و عاقل و ريشسفيد و ديگران را خبيث و بدطينت نشان دهيم يعني چيزي كه من اين روش را نميتوانم نه در زندگي و نه در عالم وبلاگي داشته باشم. اگر از انتقاد من در مود روابط بين بلاگرها دلخور شديد قرار نيست نقشهاي براي دو به همزني بكشيد! كاش ميپرسيديد چه بايد كرد تا اين اتفاقها واقعاً نيفتد تا بتوانيم بيشتر و بهتر با هم باشيم اما متاسفانه از فرصت استفاده كرده و من را به عنوان مايوسكننده و خود را حكيم و دانا و موجه جلوه داديد! به هر صورت كم كم دارم به صداقت شما در پارهاي موارد شك ميكنم و نام اين را «همدلي» نميگذارم. دوست بايد صادق و يكرو باشد و مدافع دوستانش.
اميدوارم اين را هم به حساب فوبياي وبلاگي بگذاريد. جشنتان مبارك. از دوستان محترم به خاطر اين حاشيهروي لازم معذرت ميخواهم.
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم
از بـــــــــد حـادثه اینجا به پـــــناه آمده ایم
سلام دوستان،
بهعنوان کوچکترین عضو این وبلاگستان (وبلاگشهر، وبلاگآباد یا ...) خواهش میکنم این فرصت را از دست ندهیم.
از آقای ف. م. سخن خواهش میکنم که بار دیگر پا پیش بگذارند و برای آنروز از آن همان بالای تپه با آن نی قلم دلنشینشان آواز همدلی سر کنند. لا اقل این یک روز را برای وبلاگ فارسی بنوازند.
ناصر خالدیان عزیز! خواهش میکنم در این جشن باش. همهی این گلایه ها و درد دلها را که اینجا نوشتی و خواندم میشد در همان جشن مطرح کرد. جشن وبلاگ است دیگر... وبلاگ هم که فقط و فقط وبلاگ است... ناصرجان! به فکر و کمک شما در این جشن احتیاج است. من شنیدم که آنچه را که تو حتی نگفتی. من - دوست کوچکت - از تو میخواهم که بخوانی لااقل آنچه که نوشتم...
درست است. در این جشن حسین درخشان هم باید باشد. حسین هم بهعنوان یکی از موثرترین نشردهنگان وبلاگ فارسی حتما باید باشد. دوست داشتم حسین برای آن روز یک برنامهی رادیویی ویژه برای وبلاگی که صحبتش شد، تهیه کند. کاش خودش برنامهاش را برای آن روز بگوید. کاش لااقل این میل را بیپاسخ نگذارد.
برای طراحی وبلاگ چی؟ سعید فضا را در اختیار گذاشته است، اما برای طراحی نیاز به کمک است. کسی هست؟
راستی گمان کنم برای آن روز به چند تن از دوستان فنیکار (یعنی ام. تی کار) احتیاج است. کسی درا ین لیست هست؟ کسی در این لیست کسی را میشناسد که به کمک بیاید؟
مسعود عزیز پیشنهاد یک لوگو را داده بود. و یک جمله که اکثریت بر آن اتفاق نظر داشته باشند. مسعود عزیز میشود اولین پیشنهاد را خودت بدهی؟ راستی هاله می شود در مورد لوگو کمک کنی؟ البته پویا هم شاید ایده و طرحی داشته باشد.
نیلبک پیشنهاد یک اسم داد (نیلوفر بیان). کاش دلایل آن انتخاب را هم مینوشت. اما هنوز بقیه نظر ندادهاند...
فکر می کنم تا آن روز ما کمی نیاز به تبلیغات در وبلاگستان برای این کار داشته باشیم. صنم، زیتون و خوابگرد عزیز! میشود بخش کوچکی از این کار را، تا آنجا که زمان به شما اجازه میدهد، به عهده بگیرید؟
ببخشید زیادتر از سهمم در وبلاگستان نوشتم. وبلاگ است دیگر...
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
اولا که تاسف فراوان میخورم برای همه کسانی که فرق مشارکت در ایجاد یک تاریخ ماندگار برای تثبیت زادروز وبلاگ پارسی و انواع نظرات و درافشانی های دیگر را نمیدانند و میروند تا یک حرکت تاریخ ساز وبلاگی را تبدیل به یک لکه ننگ بر پیشانی وبلاگستان پارسی نمایند. ثانیا که تا ساعاتی دیگر باز میگردم. با مشارکت بیشتر!
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
بعدها پارسا صائبی عزیز بابت کم کردن تنش ها، دست به دامان دروغ مصلحتی در این باره شد و .....
ناصر خالديان عزیز!
فکر میکنی با اینهمه گلايه از زمين و زمان کاری حل میشود؟ آنهم در این موقعیت؟ خودت چه راه حلی داری برای انجام کار؟
تو دوست عزیزی که میگویی چرا اسم حسین درخشان در لیست نبوده (بهخاطر اینکه قدیمی است)، آیا اعتراض هم میکنی که چرا اسم بقیهی وبلاگنویسان قدیمی مثل احسان یا همین سلمان جریری -اولین وبلاگنویس فارسی- در لیست نیست، یا شاید قضیه چیز دیگریست که ما خبر نداریم؟ چرا راستی خود تو آدرس آقای درخشان را به لیست اضافه ن کردی؛ اینهم سخت بود؟ همین نشانی ایمیل خودت از قلم افتاده بود که من اضافهاش کردم. حال آیا باید آنرا به پای غرضورزی دوستان قبلی گذاشت که این کار را نکرده بودند؟ آیا این کار که تو میکنی، یعنی به طور مشخص من و آقایان برجیان و صائبی را متهم به دشمنی با درخشان میکنی کار درستی است؛ آنهم در این موقعیت؟ اصلاً موضوع یادداشتهای ما در وبلاگ شخصیمان چه ربطی به جشن وبلاگهای فارسی دارد که همه در آن به یک اندازه سهیماند؟ راستی چرا ایمیل آقای یارمحمدی و آقای فرهنگ یکدفعه دود شد و رفت به هوا؟ سعید یارمحمدی حاضر شده یک فضا به این کار اختصاص بدهد و با هزینهی خودش وبلاگ بسازد، آنوقت ایمیلاش حذف میشود؟
فکر نمیکنی یکی از دلایل عمدهای که تشکل در بین ما ایرانیان شکل نمیگیرد این باشد که تا میخواهیم جمع شویم، دوست عزیزی مثل تو دیگران را با همین الفاظی که نوشتهای مایوس میکند؟
البته حق با آقای خالدیان است و من ایمیل آقای درخشان را نیز به لیست اضافه کردم. قبلاً نیز گفته بودم که ایمیل هرکس را که صلاح میدانید اضافه کنید و اصلاً محدودیتی نیست، به همین خاطر کسی نمیتواند از این بابت گلهگی کند و دیگران را در مظان اتهام بنشاند.
پارسا جان از تو خواهش میکنم حتا اگر دوستانی به ایمیلها جواب ندادند، تا روز جشن تولد وبلاگ آنرا از فهرست حذف نکنی. حذف آدرسها میتواند اثرات منفییی بگذارد
خواهش شخص من این است که دوستان راهکار ارائه بدهند و اینقدر صفبندی نکنند و پای درگیریهای بیرونی را به اینجا نکشانند و کلاً دیگران را دلسرد نکنند. در این جمع برای همه جا هست. تاکید میکنم برای همه جا هست. اگر میخواهیم کار عمومی بکنیم، راهش این است که همدل باشیم و در این مورد خاص، دلخوریها و تسویهحسابهای قبلی را وارد نکنیم
موفق باشید
مجید زهری
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
دوست عزيز جناب پارسا خان!
و ديگر دوستان عزيز
براي نظر و ايدهات بسيار احترام قائلم و اگر نبود فضاي پست و غيرقابل اعتمادي كه برخي ميان وبلاگها به وجود آوردهاند مشتاقانه همچون گذشته به عنوان يك دوست بلاگر و همسطح و همسان همگي در خدمت بودم و البته برخي نظرات و ايدههايي هم داشتم كه نااميدي از آدمنماهاي پشت برخي وبلاگها اجازه نميدهد آن را بگويم چون فايدهاي ندارد. چيزي كه آقاي سخن نوشته را به خوبي درك ميكنم و همانطور كه مدتي پيش مثل ايشان گفته بودم در هيچ حركت جمعي وبلاگي شركت نخواهم كرد. اميدوارم در ميان نظرات موافق و پرشور دوستان عزيزي كه از پيشنهاد خوبت استقبال ميكنند اين نظر كمتر موافق (و نه ساز مخالف) را هم تحمل كنيد.
ميدانم كه به زعم خانم پرستو آن را به عنوان منفيبافي و گلايه تلقي ميكنيد اما به عنوان تنها يك نفر بلاگر بالاخره اين حق را دارم كه در اين مورد نظر بدهم يا نه؟
اول از همه اين كه ميان اين همه فشار و تهديد و فيلترينگ و دهها معضل اخلاقي و ارتباطي ميان بلاگرها كمي واژهي جشن وبلاگها جالب به نظر نميرسد. با تمام احترامي كه براي شما و برخي ديگر از دوستان دارم، نظرم در مورد حسين درخشان و دهها نفر ديگر از وبلاگنويسان قديمي بود كه عملاً در اين جريان «دمكراتيك» و «آشتي ملي وبلاگي!» حذف شدهاند. اگر حسين درخشان اولين نويسنده وبلاگهاي فارسي نبوده به هر حال خود يا خانمش و ديگران جزء اولينها بودهاند. من مدافع حسين درخشان نيستم و هيچ ارتباطي با او ندارم و بارها خودم نيز نوشتههايش و نه شخصيتش را نقد كردهام. اما دمكراسي آن چيزي نيست كه گروهي يا من دلم بخواهد. دقت كردهام كه برخي دوستان مثل آقايان زهري و برجيان و خود شما و ديگران اين همه مسائل و دردها و مصيبتها و معضلات اخلاقي و فرهنگي را ول كرده و به نقد از حسين درخشان «عادت» كردهاند. گويي كه تمام مشكلات و مصيبتهاي مملكت ما با حذف حسين درخشان حل ميشود! انصاف و عدالت و دمكراسي ايجاب ميكرد حتي اگر مخالفش بوديد حداقل به او هم ميگفتيد و به هر حال از تجربهي او در ارتباط با ديگر رسانهها به عنوان دوستي همسطح و همسنگ ما براي تبليغ اين امر استفاده ميكرديد.
در ثاني كدام جشن وبلاگي پارساي عزيز؟ وقتي هر فلانجا نشُستهاي به خاطر يك لينك يا هر چيز موهوم و مجازي ديگر به خود اجازه ميدهد بدون اين كه ما را بشناسد اهانت كند و انواع و اقسام درگيريهاي لفظي و بيمارگونه را راه بيندازد به چه چيز اين جمع دل خوش كنيم؟ اين وبلاگنويسي نيست! اين ماليخولياست.
يا فلان بچه كه ديوانهوار و براي به كرسي نشاندن شهرت زوركياش صدها بار به من، رضا شكرالهي، مهدي جامي، فرناز سيفي، حسن جعفري، علي قديمي و احتمالاً بسياري ديگر از شما ايميلهاي اهانتآميز نوشت. يك بار ايميلي سراسر اهانت و فحاشي را به حسن جعفري كه حدود سه برابر او سن دارد خواندم و از اين همه بيشرمي و بيفرهنگي و بيتربيتي بعضي افراد شگفتزده شدم كه چطور ندانسته و نديده صرف اين كه پشت كامپيوتري نشستهاند به خود اجازه ميدهند براي يك لينك يا هر چيز ديگر به ديگران اهانت كنند. كه به دوستي همگيتان قسم وقتي اكثر ما به سن او بوديم همين فعاليتها را كردهايم ولي نمونهي شرم و حيا و احترام و ادب به ديگران بودهايم و اين طور به سر و كول ديگران نميپريديم.
كدام جشن وبلاگي پارساي عزيز؟ وقتي ما از دست همديگر امنيت نداريم كه چهار تا كلمه در مورد دردهاي جامعه يا لااقل دردهاي خودمان بنويسيم و انواع و اقسام اهانتها فقط به خاطر نوشتن توسط عدهاي از ما «وبلاگنويسان» سرمان ميآيد اين جمع حاضر بيشتر به يك جامعه تودهوار شبيه ميشود كه از سر تصادف دور هم جمع شدهايم.
يا آقاي خسنآقا به خود حق ميدهد صرف انديشههاي يك نفر حكم اعدام او را در «در انقلاب آينده و سرنگوني جمهوري اسلامي!» صادر كند! برادر عزيز! مگر تو كي هستي؟ يا مگر من يا بسياري ديگر در اين جمع مجازي غير از يك وبلاگنويس يا انساني ضعيف كه خودمان تحت فشار و ستميم كي هستيم كه اين همه به خودت حرص ميدهي؟ بالاخره شما ميخواهي ديگران را به انديشه و راهت جذب كني يا دفع؟ چرا اين همه وبلاگ را جدي گرفتهايد؟ يا وبلاگ جز ايجاد حلقههاي دوستي و ارتباط چه گلي به سر فرهنگ و سياست و جامعه زده است؟
يا جنگهاي وبلاگي بين ديگران. همه چيز را ول كردهايم و چسبيدهايم به جنگ و فحاشي بين بلاگرها كه هر چند وقت يك بار دو نفر به حق يا ناحق پيش ميآورند و ما در گوشهاي فقط نگاه ميكنيم و اهانت آنان به يكديگر را ميخوانيم. من بارها از هويت و احترام بسياري از شما در برابر فحاشان و اسپمهاي كامنتي دفاع كردهام. بارها در مورد اخلاق ارتباطي مطلب نوشتهام ولي نااميدانه از اين كه تنها هستم و هيچ كس از هويت و احترام خود من دفاع نميكند به اين نتيجهي آقاي سخن رسيدهام كه به گوشهاي بروم و براي خودم بنويسم. چند نفري از دوستان را در عالم حقيقي ديدهام كه بينهايت نسبت به من لطف داشتند و همان يك لحظه دوستيشان را و خاطرهي خوش با آنان بودن را به هزار وبلاگ و چيز مجازي نخواهم داد! من را ببخشيد كه مايوستان كردم. غرض اين بود كه تا ما اخلاق ارتباطي ميان خودمان را به سطح مطلوب و انساني نرسانيم جشن وبلاگي يا حركتهاي جمعي وبلاگي نوعي خودگولزني است. با اين حال ذاتاً حركت و پيشنهاد مفيدي است كه به خاطر اهميت آن براي ما در آينده (وقتي فضاي وبلاگستان ايراني سالم و در آرامش بود!) ميتواند يك مبداء تاريخي و فرهنگي باشد. از صميميت و تلاشت در اين مورد شخصاً متشكرم و كاش فضا آنقدر سالم بود كه فارغ از اين چيزها دوستانهتر و انسانيتر در كنار يكديگر بوديم. قلمدرازيام را ببخشيد!
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
پارسای عزيز، دوست نازنين
گفته ای:
"امسال به هر حال تدارک جشنى در اين عرصه مى تواند مقدمه اى باشد براى بازسازى اين شهر که شهردار هم ندارد و ماهيتاً هم نمى تواند داشته باشد. پس کسى جز بنده و جنابعالى و همه دوستان و شهروندان اين دنياى مجازى نميتواند در کار بازسازى و کمک به بهتر شدن آن سهيم باشد و مشارکت کند. نه برنامه کوبيدن فرد خاصى است نه چشم به جيب و جاه و مقام و محفل کسى داريم، نه قصد تحقير کسى را داريم نه قصد صف آرايى و خط کشى هاى تند و تيز. برنامه برنامه آشتى کنان و توجه به مسائل خود اين شهر است و همه دوستان خوش آمدند"
شکی در نيت پاک تو ندارم و مطمئنم که با تمام وجود به آنچه که گفته ای اعتقاد داری. اطمينان داشته باش در صورتی که جوّ موجود در وبلاگ ها به سمت محبت، يکرنگی، رفاقت و فراموش کردن دلخوری های کهنه و کنار گذاشتن کينه ها و کنايه ها و نشر محبت و صفا به جای فحش و تهمت و ناسزا پيش برود، من هم مانند باقی دوستان با تمام وجود در کنار شما روز تولد وبلاگ های فارسی را جشن خواهم گرفت. ولی آنچه با کمال تاسف در طی اين چند روز در وبلاگ برخی از دوستان مشاهده کردم نافی نيت خوب شماست و چنانچه پاشنه وبلاگ دوستان همچنان بر اين منوال بگردد دليلی برای جشن و پايکوبی نمی بينم.
به عنوان مثال به برخوردی که با حسين درخشان در طی چند روز اخير شده اشاره می کنم. می دانيد من خودم هميشه يکی از منتقدين حسين بودم و بسياری از موضع گيری هايش و زبان تندش و تهمت هايی که گهگاه به ديگران می زند را نمی پسندم. دوستانی که اين مطلب را دريافت می کنند و روی سخنم با برخی از آنهاست می دانند که برای تک تکشان با تمام وجود احترام قائلم، ولی بايکوت خبری و در برخی موارد حملات وبلاگی برخی دوستان به يکی از اولين وبلاگ نويسان فارسی که سهم عمده ای در رواج اين ابزار در بين ما داشته را در چنين شرايطی اخلاقی نمی دانم. اميدوارم که دوستان يک مقدار در اين مورد و موارد مشابه تجديد نظر کنند.
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
سلام دوست عزیز آقای یار محمدی
پیشنهاد من نام زیر است:
" نیلوفر بیان"
موفق باشید.
با احترام نی لبک
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
خب پس بهتر است در مورد نام توافق شود. بهرحال هرزمان که دامین اعلام شد اقلا 24 ساعت زمان برای آماده سازی و در دسترس شدن هاست زمان لازم است. موفق باشید
سعید یارمحمدی
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
سلام
خوب انگار دارد کارها به همت دوستان يواشيواش جور میشود.
به نظرم الان که امکانی برای ایجاد یک وبلاگ "یادبود" هست، خوب است که روی آن توافق بشود. شخصاً این پیشنهاد را سازنده میدانم. آقای یارمحمدی هم که خودشان پیشقدم شدند در این کار.
در مورد برنامهی راديویی، من خواستم این یک راز بماند، اما ذهن باهوش فرهنگ نگذاشت! به هر حال، من چندیست که با سلمان جریری (اولین وبلاگنویس ایرانی) مکاتبه کردهام برای یک مصاحبهی رادیویی در رادیو تورنتو. او هم قبول کرده است. حالا باید دید که به وعدهاش وفا میکند یا نه. به هر حال فرصت مناسب و جالبیست. بعد هم مصاحبه را میگذاریم روی نت. موفق باشید
مجید زهری
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger
سلام به همهی دوستان؛
اول از پارسای عزیز تشکر می کنم. با پیشنهاد پرستو موافقم. منتها با کمی حواشی بیشتر. اگر وبلاگی به این مناسبت و با کمک دوستان تهیه شود و برای یادگاری این نوشتهها را در خود جمع کند، جالب است. اگر دوستانی همت کنند و در همان وبلاگ و برای همان روز یک برنامهی رادیویی هم تهیه کنند ، شاید جالبتر شود. اگر دوستان روزنامهنگار عزیز به این مناسبت پوششی دهند (راستی کدام روزنامه دیگر!)، باز هم شاید جالب باشد. پیشنهاد "آشتی ملی در وبلاگستان" و امثال آن هم که فعلا بیخیال... همینها به ذهنم رسید!
با تشکر - فرهنگ
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت   توسط Blogger